تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
به مقصد و عازم مقصود خواهد بود ؛ بلكه خود در متن صراط است كه اختلاف و تخلف را در او راهى نيست
« إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
114 . خلاصه آنكه ضلالت تشريعى را قرآن كريم جدا از خداوند متعالى دور دانسته و آن را برنامهء اغوائى طاغوتيان روزگار مىداند كه در اثر سبك‌مغزى پيروان خويش آنان را با قانون جعلى و جاهلى گمراه مىنمايند .
« فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ »
115
« وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَ ما هَدى »
116
« وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ »
117 . نتيجه آنكه ضلالت تشريعى مقابل هدايت تشريعى است و آن تقابل نيز تقابل عدم و ملكه است و معنى آن اينكه دين و قانون سعادت‌بخش را از مردم بازداشتن و آن را كتمان‌كردن و راه را عوضى نشان دادن و مقصد را دگرگونه وانمودكردن و هدف را تغيير دادن كه همهء اين امور از اوصاف سلبيهء خداوند متعالى است . پس هرگز ضلالت تشريعى به خداوند نسبت داده نخواهد شد بلكه همواره هدايت‌هاى الهى نصيب مردم مىشود كه آنان را از خطر ضلالت بازدارد .
« يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
118 . اگر در قرآن كريم اضلال به خداوند تعالى نسبت داده شده به معنى اضلال تشريعى و اضلال ابتدائى نبوده بلكه آن اضلال تكوينى است نه تشريعى ، و به‌عنوان كيفر و مجازات است نه ابتدائى . با توجه به آنچه گذشت و بعدا مىآيد دو مطلب واضح مىشود . يكى آنكه اضلال تشريعى مطلقا از خداوند سبحان محال است ، دوم آنكه آنچه در قرآن به‌عنوان اضلال به خداوند نسبت داده شد ؛ اضلال تكوينى است نه تشريعى و آن هم به‌عنوان مجازات است كه بعد از ضلالت اختيارى خود انسان با تماميت حجت خداوندى انجام مىشود و خلط اضلال تكوينى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 257 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى