تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
هدايت همگانى است كه هادى آن خداوند متعالى است و ضلالتى در مقابل آن فرض صحيح ندارد كه به خداوند نسبت داده شود .

15 - هدايتى كه ضلالت مقابل آنست

هدايت تشريعى كه ارائه قانون سعادت‌بخش و تبيين حكمت عملى جامعه مىباشد داراى مقابلى است به نام ضلالت كه آن گاهى به صورت ارائه قانون زيان‌بار و طرح شقاوتمندانه ظهور مىكند و گاهى به صورت اخفاء همان قانون سودمند و كتمان همان حكمت عملى حيات‌بخش درمىآيد . راه مستقيمى كه پايان آن سعادت و كمال است هدايت بوده و راهى كه پايان آن شقاوت و نقصان باشد ضلالت است .
« . . . وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا . . . »
103 . و چون با يك تحليل كوتاه بازگشت ضلالت به فقدان هدايت در زمينهء امكان اهتداء بوده و خلاصهء آن ظهور نقص درمورد استعداد كمال مىباشد ، بنابراين تقابل ضلالت و هدايت از قسم تقابل عدم و ملكه مىباشد كه معنى عدمى را بايد به كمك معنى وجودى ملكه شناخت . زيرا مفهوم عدمى نه مقوم داخلى دارد و نه قيم خارجى ، چون معناى عدمى همان نبود مقوم‌هاى درونى و فقدان قيم‌هاى بيرونى خواهد بود و هرگز تكيه‌گاه وجودى ندارد تا مستقيما مورد شناخت قرار گيرد . اين مطلب در بحث آينده روشن خواهد شد . و چون ضلالت و گمراهى در اثر نبود علم و قدرت و مانند آن است هرگز از مبدئى كه عين علم و قدرت است و منزه از هرگونه جهل و نسيان و مبراى از هرگونه عجز و بخل مىباشد صادر نخواهد شد . بنابراين ضلالت تشريعى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 255 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى