تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
به‌عنوان وحى گفته شود ؛ متخلف كه افتراء بست با دردناكترين كيفر مجازات مىشود و احدى توان حمايت از او را نخواهد داشت . زيرا جريان هدايت بشريت ضرورتى نابخشودنى كه هيچ‌گونه مداهنه نمىپذيرد
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ
لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ
- ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ »
90 . و اگر چند صباحى به متنبيان دروغين مهلت داعيهء نبوت داده شد و چند بامدادى به دروغ‌پردازان نوبت دعوى رسالت داده شد گرچه فورا در شامگاه كيفر بدست
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ »
سپرده شده‌اند . ولى همان مهلت اندك نيز براى آن بود كه آنها متنبى بودند نه نبى و سخنان آنان با حق و اعجاز همراه نبود و مهر قبولى در پايان رسالتشان نخورده بود . مراد آيه آنست اگر پيامبرى با حفظ نبوت و تلقى قبول آن در جامعه بخواهد تحريفى را روا بدارد به چنان كيفرى گرفتار خواهد شد كه احدى ياراى حمايت آن نيست . بنابراين همانطوريكه تمام آيات وحى در صحبت حق بلكه با كسوت حق به سمع مبارك رسول اللّه ( ص ) رسيد
« تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ »
91 همچنان در جامه حق و جام حقيقت توسط پيامبر گرامى ( ص ) به سمع مردم مىرسد
« يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ »
92 تا حجت خدا بر مردم تمام شده و كسى را بر خدا حجت نباشد
« قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ »
93 و چون هدايت قرآنى همراه با حق يا با پوشش حقيقت تنزل كرده است هرگاه انسان مهتدى آن را همراه با حق و در جامهء حقيقت تلاوت كند و معانى آن را بيابد و معارف آن را بپذيرد و حكم آن را بچشد و احكام آن را عمل كند ، در قوس صعود به كمالات و الا مىرسد قال الصادق ( ع ) « الحافظ للقرآن العامل به مع السفرة الكرام البررة » 94 زيرا خاصيت رشتهء ممتد همين است و اگر