تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
او ضنت نمىورزد كه نگويد يعنى همانطورى كه هرچه مىگويد ، وحى است و غير وحى را نمىگويد و گفتن او هم غير از وحى نيست ، هم‌چنين همهء مطالبى كه به آن حضرت وحى شده است مىگويد و بخل نمىورزد كه چيزى را نگويد بلكه همهء آنها را بيان مىكند .
« وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ »
81 و چون هيچ نعمتى بالاتر از فراوردهاى وحى الهى نيست و رسول اللّه ( ص ) همهء ره توشه‌هاى غيبى خود را با بخشش بىدريغ در كسوت « انا افصح العرب بيد انى من قريش » در جامه « انا افصح من نطق بالضاد » ( با پيچيدگى كه در تلفظ - ضاد - است به‌طورى كه او را از - ذال - و زاء - و ظاء - ممتاز كند ) در اختيار بشريت قرار داد فرمود : « اجود الاجواد اللّه رب العالمين ثم انى اجود ولد آدم » پس چيزى از حقائق غيبى را كتمان نكرد زيرا دستور نداشت . اما آنچه را كه امام صادق ( ع ) فرمود كه : « ما كلم رسول اللّه ( ص ) العباد بكنه عقله قط » 82 به معنى ضنت ورزيدن و حقيقتى را مستور داشتن نيست بلكه به آن منظور است كه بندگان متوسط و اكثر مردم به كنه سخنان حكيمانهء آن حضرت نمىرسند و گرنه اوحدى از آنان كه به منزلهء جان گرامى آن حضرت بشمار مىروند از كنه بيانات وى آگاه مىشوند و آن حضرت نيز مطالب عميق را كه قابل درك اكثرى مردم نبود و نيست به كسى كه به‌منزلهء جان او است بيان فرمود ، زيرا هرچه در مدينهء علم است گنجيه آن براى در مدينه باز است 83 و همانطور كه سراسر صحنه آسمان در است -
« وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً »
84 نه آنكه گوشهء خاصى از آن در باشد در مدينه علم نيز اين‌چنين است . 3 - هرگز زبان خود را قبل از نزول وحى براى هدايت مردم حركت نمىداد و همانند فرشتگان كه - لا يسبقونه بالقول - هستند بدون اذن خداوند و رسيدن وحى سبقت نمىگرفت