تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
الهى براى رهائى بشر از قلمرو طبيعت اعزام شده‌اند .
« كُلًّا هَدَيْنا
كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ
وَ كلًّا فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ
- أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ »
75 . و بعد از تبيين خطمشى پيامبران دستورى به خاتم ( ص ) آنها كه مهيمن بر همهء آنان مىباشد رسيد كه :
« أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ »
76 . يعنى پيامبر خاتم ( ص ) به همان صراط مستقيم و هدايت الهى اقتداء مىنمايد نه به اشخاص انبياء گذشته پس مقتداى آن حضرت ( ص ) پيامبران گذشته نيستند بلكه قدوه و پيشواى او همان هدايت خداوندى است نه مهتدىهاى پيشين و سبق زمانى موجب سبق ذاتى نخواهد بود . و چون تنها عامل ارتباط هدايت انسان به خداوند همان وحى الهى است اگر كسى وحى پيامبران را نپذيرد و اصل رسالت را انكار كند هدايت خداوند را كه يك ضرورت است نپذيرفته و درنتيجه خدا را نشناخته .
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ »
77 . و در اين امر حياتى بين انكار همهء پيامبران و انكار يكى از آنان فرقى نيست . چون سخن همگان يكى است چه اينكه مردم منطقهء « حجر » كه پيامبرشان را تكذيب كرده‌اند خداوند دربارهء آنان چنين فرمود :
« لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ »
78 . مردم سرزمين حجر همهء پيامبران را تكذيب نمودند درحالى كه آنها همهء انبياء ( ع ) را ادراك نكرده و تكذيبشان ننمودند . خلاصه آنكه مسير هدايت همهء پيامبران يك واقعيت بوده و ايمان به بعضى از آنان و كفر به ديگران مساوى با كفر به همه است . زيرا يك نور بسيط قابل