تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
« أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
70 در اين آيهء كريمه هرحكمى كه الهى نباشد جاهليت شمرده شد . زيرا
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ »
71 . بنابراين هدايت انسان كه از رجس هرگونه جاهليت پاك باشد بدون وحى و رسالت الهى كه در چهرهء پيام‌آوران غيبى او ظهور مىكند نخواهد بود . يعنى نه هدايت انسان از غير هدايت الهى حاصل مىشود و نه هدايت تشريعى الهى بدون رسالت انجام مىپذيرد .
« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِيها كُتُبٌ قَيِّمَةٌ »
72 . و هرگز عقل انسان براى تأمين ضرورت هدايت وى مستقل نبوده و در بسيارى از مسايل قاصر و نارسا است .
« رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً »
73 . و اگر عقل در همهء علوم نظرى و عملى مستقل بوده و در تهيهء قانون حيات‌بخش او كافى مىبود حجت خداوند بدون اعزام پيامبران و ارسال آنها تام بود و از اينكه قرآن رسالت آنان را موجب قيام حجت دانست و بدون آن حجت را تمام نمىداند بلكه مردم حق احتجاج بر خدا داشته و دارند معلوم مىشود كه عقل انسان مستقل و كافى نيست گرچه لازم است و عامل عمده در هدايت انسان وحى است و عقل تقريبا به منزلهء چراغ و وحى به مثابهء راه كه با نور عقل ضرورت وحى و راه آن تشخيص داده مىشود و گروهى را كه به عقل و علم بشرى بسنده كرده و از وحى الهى رخ برتافتند و جمود بر علم مادى را بر جريان علم الهى ترجيح دادند و ايستائى طبيعت را بر پويائى به سوى ماوراى طبيعت رجحان بخشودند چنين مذمت كرد كه
« فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ »
74 . زيرا سلسلهء گرانقدر انبياء ( ع ) با بهترين مزايا و موهبت‌هاى