بالعرض باشد نه بالتبع . چه اينكه اهتداء همهء موجودات عالم امكان ، اهتداء بالعرض باشد نه بالتبع ، و بالمجاز باشد نه بالحقيقة ، و فرق بالتبع و بالمجاز روشن است . همانطورى كه در آيهء
« فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى »
56 . اثبات رمى و نفى آن از پيامبر اكرم ( ص ) به دو جهت بالاصالة و بالتبع يا بالذات و بالعرض و بالحقيقة و المجاز توجيه شده و منافات بر طرف مىشود . همچنين در مسألهء هدايت كه در بعضى آيات اثبات شده است و در بعضى آيات سلب 57 شده اثبات هدايت بالتبع يا بالعرض و سلب آن بالاصالة يا بالذات خواهد بود و نمىتوان اثبات را به هدايت تشريعى توجيه نمود و سلب را بر هدايت تكوينى حمل كرد . زيرا پيامبر گرامى ( ص ) در هردو هدايت واسطهء فيض بوده و مجراى لطف حق مىباشد ؛ چه اينكه نمىتوان اثبات را بر هدايت به راه مستقيم و نفى را نسبت به ايصال به هدف حمل نمود . زيرا مقام شامخ رسالت واسطهء تمام اين فيوض بوده و در تمام درجات هدايت و اقسام آن مجراى رحمت الهى مىباشد ؛ چه در هدايت به معنى ارائهء طريق و چه به معنى ايصال به هدف .
10 - هدايت تكوينى و هدايت تشريعى انسان
هدايت تكوينى آنست كه پروردگار نيروهاى علمى انسان را از بينش خاص و نيروهاى عملى او را از كشش و كوشش مخصوص برخوردار نمايد تا فهم يا مشاهدهء معارف الهى و پيمودن راه و نيل به هدف نهائى به وفق مراد حاصل شود چنان كه آب را به پاى نهال تشنه مىرساند و نسيم سحرى را از كنار غنچهء آماده مىگذراند تا آن بارور شود و اين شكوفا گردد .
« وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ