تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
براى ديگران بيان نمايد . 49
« أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ »
50
« كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ »
51 . فرق بين هدايت تكوينى و هدايت تشريعى بعدا روشن خواهد شد .

9 - هدايت بالاصالة و هدايت بالتبع

اصل هدايت همانند ديگر كمالات وجودى بالذات و بالاصالة منحصرا در اختيار خداوند است ؛ ولى بالتبع انبياء و اولياء الهى كه مجريان مشيت الهى مىباشند مىتوانند ديگران را هدايت كنند خواه هدايت تكوينى و خواه هدايت تشريعى ؛ يعنى در هردو جهت مجرى فيض قرار بگيرند هم از نظر ولايت واسطهء فيض در هدايت تكوينى باشند و هم از نظر رسالت و خلافت واسطهء فيض در هدايت تشريعى گردند و همين فرق بين هدايت بالاصل و هدايت بالتبع مىتواند محمل نفى و اثباتى باشد كه در اين موضوع واقع شده زيرا در بعضى از آيات هدايت مردم به پيامبر اكرم ( ص ) نسبت داده شده است .
« . . . إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
52 . زيرا خود پيامبر ( ص ) بر صراط مستقيم قرار دارد و تمام كارهاى اعتقادى و اخلاقى و عملى او بر مسير راست واقع شده است .
« . . . إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
53 . لذا حق هدايت ديگران را دارد و در بعضى از آيات ديگر هدايت افراد از پيامبر ( ص ) سلب شده است .
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ »
54 . يعنى تو هركه را دوست داشته باشى هدايت نمىكنى و لكن خداوند هركه را بخواهد هدايت مىنمايد و شاهد اين جمع بين نفى و اثبات به حمل بر هدايت بالاصل و هدايت بالتبع آنست كه در همان آيه‌اى كه هدايت