ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ »
32 . در اين آيه حركت باران و تمركز آن در چشمهها و جذب آن در گياهان و . . . كه هدايت ويژهء آن مىباشد مطرح شده است .
« وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ * ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »
33 . در اين آيه سير خاص زنبور عسل در خانهسازى و عصارهگيرى از گلها و ثمرهها و پيمودن راهى كه آفريدگارش تعيين نموده و درنتيجه توليد عسل كه هدايت مخصوص آن مىباشد مطرح است و جالب آنكه كوشش صحيح در راه توليد عسل را راه خدا مىداند ؛ يعنى راهى است كه خداوند زنبور را به آن راهنمائى كرد و براى نيل به هدف هدايت نمود .
همچنين هدايت انسان در بعد طبيعى و حركتهاى مادى همانند ديگر موجودات زنده كه نيازى به حركت و راه و هدف طبيعى دارد در قرآن مطرح است . مانند آيهء كريمهء
« . . . وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ »
34
« وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ »
35
« الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا »
36 كه در اين آيات حركت انسان در بعد طبيعى و هدفهاى مادى او به عنوان هدايت طرح شده است . زيرا تمام اقسام حركت انسانى نيازى به راه و هدف يعنى هدايت دارد ؛ خواه حركتهاى اينى او كه در اين آيات يادآورى شده ، خواه حركتهاى عينى او كه بعدا مىآيد .
خلاصه آنكه هرگونه حركتى در محدودهء طبيعت همراه با هدايت بوده و از راه خاص به هدف مخصوص رهبرى خواهد شد