تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
محض كه موجود امكانى را به سوى كمال مقرر او راهنمايى مىكند هدايت او را به عهده دارد . 21 بنابراين هدايت عبارت از تعيين كمال مناسب يك شىء و راه رسيدن به آن مىباشد . لذا هرموجودى كه كمال او عين ذاتش نيست ، نيازمند به هدايت خواهد بود و در كمال مناسب خويش محتاج به مكمل مىباشد خواه همراه با كمال آفريده شده باشد و خواه با پيمودن راه تكامل و خروج از قوه به فعل به آن رسيده باشد . بنابراين قلمرو هدايت همهء جهان امكان مىباشد ؛ چه موجود ثابت و مجردى كه كاملا و تهديا از مبدأ متعال صادر شده باشد و چه موجود متحرك و مادى كه در افق زمان و سيلان خلق شده باشد ، هم آن موجودى كه آغاز و انجامش همسان است
« ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
22 نيازمند به هدايت است و هم آن موجودى كه از قوه و نقص آغاز مىنمايد و به فعل و كمال مىانجامد محتاج به آن خواهد بود . لذا هم آن مجرد كامل آفريده شده در تسبيح خود مىگويد :
« سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
23 ، و هم اين متكامل كه از همهء علوم و معارف برخوردار شد
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
24 در نيايش و انابه خود مىگويد :
« رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ »
25 و خلاصه ، هم آن مجردى كه در وصفش آمده
« لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ »
26 . و هم اين موجود مادى كه به سوى تجرد مىرود و مأمور شده است كه
« لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ »
27 هردو نيازمند به هدايت مىباشند زيرا ممكن نيست كه هستى چيزى عين ذات او نباشد و او در اصل هستى خود محتاج به مبدأ هستىبخش بوده ولى در كمال و راه رسيدن به آن غنى بالذات باشد ، زيرا هم تبدل فقير بالذات به غنى ذاتى محال است ، و هم تفويض محض ، ممتنع مىباشد ، و چون هدايت نحوهء وجود است ؛