همانند وجود به ثابت و سيال تقسيم مىشود و هدايت بعضى از موجودها نظير اصل وجودشان ثابت و منزه از تدرج است و هدايت بعضى ديگر از موجودات همانند اصل وجودشان سيال و تدريجى مىباشد . بنابراين قلمرو هدايت را همان قلمرو هستى امكانى بايد دانست و آيهء كريمهء
« رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى »
28 را بر معناى وسيع و جامع حمل نمود و كليت و دوام آن را نسبت به قلمرو هستى ممكنات حفظ كرد و عنوان « خلق » را در آيه مقابل « امر » در
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
29 ندانست بلكه بر همان مفهوم جامع
« اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ »
30 حمل نمود كه قلمرو هدايت همسان پهنهء آفرينش ، وسيع و جامع باشد .
زيرا هريك از فرشتگان رسالتى دارند كه به انجام آن مأمورند .
روشن است كه رسالت ، بدون هدف و راه نبوده و بدون هدايت نخواهد بود . گرچه رسالتشان همراه هستى آنها باشد .
« . . . جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا . . . »
31 و از سعهء قلمرو هدايت مىتوان جريان اطلاق هدايت بر مواقف قيامت و سوق عدهاى به دوزخ و شوق ديگران به بهشت را فهميد .
6 - هدايت در طبيعت
بنابر ضرورت هدايت براى هرموجود امكانى ، نياز موجودهاى مادى و طبيعى به آن بيشتر خواهد بود . زيرا هر اندازه هستى چيزى ضعيف و وجود او نازلتر باشد ، نياز آن به هدايت بيشتر و راز آن روشنتر خواهد بود .
قرآن كريم براى هركدام از موجودهاى طبيعى راه خاص و هدف مخصوص ، و درنتيجه هدايت ويژهاى قائل است كه ذيلا نمودارى از آن نقل مىشود :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ