تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
اين آيه مىفرمايد :
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها »
از آيات قرآن فهميده مىشود كه خداوند براى انسان زوج قرار داده است . اين منطق و استدلال است ، و يا
« وَ مِنْ آياتِهِ . . .
. اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ »
اگر چه نتايج علت طبيعى يكنواخت و يكسان است و علت‌هاى يكسان معلولهاى يكسانى را در بر خواهند داشت ، در فاعل مختار چنين نيست . دربارهء علم خدا فلاسفه دلايل ارزنده‌اى دارند اعم از علم خدا نسبت به ذات خود و نسبت به غير حكيم سبزوارى دربارهء علم ذاتى خداوند مىگويد :
و هو تعالى عالم بالذات اذ * منه وجود عالمى الذات اخذ و كلما جرد عاقل كما * تجرد العاقل ايضا حتما اذ عقله اما له الامكان * اولا و هذا الظاهر البطلان
ولى استدلال قرآن را نبايد ناديده انگاشت زيرا خيلى ارزنده‌تر از اين قبيل استدلالات است ، وقتى مىفرمايد :
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
. آگاه باشيد آن كسى كه خلق كرده خبير و آگاه است . بنائى كه اين ساختمان را بنا كرده است مىداند كه چقدر سيمان در آن به كار رفته است . مهندسى كه سازنده ماشين است از كم‌وكيف آلياژ آن آگاه است و مخصوصا مهندس خلقت كه ابداع كرده است نه تركيب . در اينجا كلمهء
« مَنْ خَلَقَ »
استدلال به
« أَ لا يَعْلَمُ »
است ، منتها بايد توجه داشته باشيم . فلاسفهء اسلامى به نفس و خصوصيات آن بسيار پرداخته‌اند و عده‌اى دربارهء شناخت نفس و عده‌اى ديگر در روانكاوى و شناخت خصوصيات نفس كار كرده‌اند . حال بايد ديد كتابى كه