تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
صددرصد رئاليستى و واقع‌گرايانه است . چنين ديدگاهى نه در ذهن‌گرائى خلاصه مىشود و نه در ماده‌گرائى ، قرآن معتقد به عالم غيب و عالم شهادت است و هم به مرئى مىپردازد و هم به غير مرئى :
« يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ »
. شيطان و سپاهيانش شما را مىبينند اما شما آنها را نمىبينيد ،
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
. اين جهان‌بينىاى است كه قرآن ارائه مىدهد . از ديدگاه قرآن آفرينش ، بىهدف و عبث و بيهوده نيست :
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ »
. آيا فكر مىكنيد كه ما شما را عبث و بيهوده آفريديم و بازگشتى به سوى ما نداريد ؟ آيا ميوه‌اى هستيد كه هدفى در شما وجود ندارد . آيا مقصودى از زندگىكردن و زنده بودن در شما نيست ؟
« ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ »
.
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ » ،
اى انسان تو با كوشش و رنج به سوى الله حركت مىنمائى و مسيرت به سوى خداست و بالاخره به لقاء اللّه خواهى رسيد . بطور خلاصه و اجمال قرآن حكمت و فلسفه‌اى دارد كه بايد بر اين حكمت و فلسفه تحقيق و كار بشود و به جهان ارائه گردد تا نشان داده شود كه عميق‌ترين حكمت و فلسفه عبارت از حكمت قرآنى و فلسفهء قرآنى است . البته نبايد انتظار داشت كه شيوه و روش استدلال قرآن ، در چهارچوبهء استدلال و منطق ارسطوئى باشد . منطق ارسطوئى به‌جاى خود محفوظ است ولى بايد بدانيم كه قرآن خود منطق و روشى دارد كه اكثرا در آن روش مطالب به صورت سؤالى