تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
خلق كرد و بر جاى خود قرار داد و عادلانه آفرينش را انجام داد . دربارهء خورشيد و ماه و تمامى موجودات كلمهء « حسبان » و « حساب » را مىآورد ، مثلا مىفرمايد :
« الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ » ،
يا در آياتى ديگر بيان مىكند كه بر تمام آفرينش و موجودات « ميزان » حكومت مىكند :
« وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ »
ما مىبينيم كه در موارد زيادى واژهء « قدر » يعنى به اندازه آفريده است ، آمده است :
« الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى » ،
آن خدائى كه به اندازه قرار داد و سپس هدايت كرد ، در مقابل اين واژه‌ها خداوند مىفرمايد آفرينش باطل و عبث نيست :
« ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا » ،
ما اين آسمان و زمين و ما بين آن‌ها را باطل نيافريديم .
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ »
،
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ »
ما اين‌ها را براى لعب و بازيچه نيافريديم همه بر روى حساب و اندازه است و از اين آفرينش غايت و هدفى دارد :
« لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ » ،
اى انسان بدان كه اين آفرينش لهو نيست زيرا اگر قرار بود لهو باشد ما آن را از طرف خودمان قرار مىداديم ، و بعد مىفرمايد : آفرينش نظام هستى همه بر نظام احسن بوده است و تفاوتى در آن مشاهده نمىكنيد :
« ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ »
. در چنين نظامى خطور و شكاف و ضعفى نمىبينيد :
« فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ »
. جهان‌بينىاى كه قرآن به ما مىآموزد چنين است . حال در اين تأمل كنيم كه تا چه اندازه سعى در جهت فهم اين جهان - بينى شده است و چقدر روى واژه‌هاى قرآن كار شده است . از ديدگاه قرآن كل نظام هستى اعم از خالق و مخلوقات است ، هم به خالق مىپردازد و هم هستى مخلوقات را تصديق و تأييد مىكند . ديدگاه قرآن نه ايده‌آليستى است و نه ماترياليستى بلكه