متحقق در خارج را ماهيت مىگوئيم ؛ مثل اينكه درمورد خداوند مىگوئيم : « الحق ماهيته انيته » . درمورد خدا ماهيت جدا از وجود نيست . ماهيت تعريف متعارفى هم دارد و آن اين است :
ماهيت چيزيست كه در جواب ما هو مىآيد .
ملاحظه مىفرمائيد كه لفظ ماهيت با معانى مختلفى كه دارد اگر از ابتدا و در مراحل اوليهء آموختن فلسفه درست فهميده نشود ، بعدها موجب گرفتارىهاى متعددى مىشود و ذهن را همواره به خود مشغول مىكند .
معانى مختلف ماهيت را مىتوان به صورت زير خلاصه كرد :
1 - ما يقال فى جواب ما هو
2 - واقعيت و عين خارجى
3 - چيزىكه در برابر وجود به كار برده مىشود .
از هستى هم دو مفهوم داريم : گاهى هستى ، به تعبير مرحوم ملا صدرا ، به مفهومى انتزاعى اطلاق مىشود و مثلا مىگوئيم :
اين ميز هست ؛ يعنى به خود شىء خارجى اطلاق هستى مىكنيم .
و گاهى هم منظورمان از هستى واقعيتى است كه منشأ تأثير است ، و چنين واقعيتى را هستى مىگوئيم .
نزاع شديدى در اين مورد كه آيا منشأ تأثير وجود يا ماهيت است بين فلاسفه وجود داشته است ، و مىدانيد كه اين بحث صفحات فراوانى از كتب را از زمان ميرداماد تاكنون به خود اختصاص داده است . بنده گاهى خدمت علامهء طباطبائى رضوان اللّه عليه عرض مىكردم در مسألهء اصالت وجود و اصالت ماهيت و ابهام در تعريف مايه نزاع شده است ؛ الان هم اينطور به نظرم مىرسد . به عقيدهء بنده از سه مفهوم ماهيت ، آنكه بهمعناى واقعيت و حقيقت خارجى است ، منشأ تأثير است و از معانى مختلف وجود نيز آنكه در خارج واقعيت و تحقق دارد ، منشأ تأثير است .
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٨٣