اصالت دارد يا ماهيت اصيل است .
نزاع ديگرى بر سر مسألهء ماده وجود دارد . اين مفهوم هم اگر از ابتدا درست تعريف بشود و هرحكيمى چه الهى و چه مادى ، از همان آغاز ، قادر باشد تعريف جامع و مانعى از ماده به دست دهد تا جوانب مفهوم ماده به خوبى روشن شود و هيچ مايهء ابهامى در تعريف نماند ، راهحل مشكل آسان خواهد شد .
البته اين كار خيلى مشكل است و روى همين اصل است كه ابن سينا مىگويد حدود حقيقى و تعريف واقعى اشياء را جز خدا كسى نمىداند .
مثلا در قياس مىگوئيد : قياس ماده و صورتى دارد . ماده و صورت در اينجا به چه معناست ؟ آيا قياس ، يك شىء واقعى محسوس و ملموسى است كه داراى ماده و صورت باشد ؟ مادهاى كه در قياس به كار برده مىشود با ماده بهمعناى متعارف بسيار متفاوت است . يا وقتى مىگوئيد « مادهء نزاع » چيست ؟ منظورتان از « ماده » در اينجا چيست ؟ مسلما منظور از « ماده » در اين عبارت انگيزهء كار است كه ممكن است يك فكر ، يك توهم و يا يك كار و امثال آن باشد .
وقتى مىگوئيد اين هسته يا اين خاك مادهء درخت است ، مسلما منظور از ماده ، همان چيزيست كه استعداد درخت شدن را دارد و مىبايست براى شكوفا شدن اين استعداد ، مراحلى را بگذراند . يعنى هستهاى كوچك مادهاى براى درخت تنومند قرار مىگيرد .
از كلمهء ماده تعريف ديگرى هم در فيزيك و بخصوص در فلسفهء ماترياليسم شده است ، بدينصورت كه گفتهاند : ماده چيزى عينى است كه بر حواس ما اثر مىگذارد و حواس از آن عكس مىگيرند . اين تعريفى است كه لنين از ماده كرده است .
حال سؤال مىكنيم آن چيز عينى چيست ؟ خدا ، فرشته و روح
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٨٥