همه عينى هستند . چيز غيرعينى اصلا وجود ندارد . ملاحظه مىفرمائيد كه تعريف ماده به اين نحو ناقص است .
دكارت مىگويد : ماده عبارت از امتداد است . شيخ اشراق ماده را امرى ممتد تعريف مىكند . چنان كه مىبينيم همهء اين تعاريف لفظى است . البته بحث پيرامون لفظ ماده و معانى و موارد استعمال آن فرصت بيشترى مىخواهد كه در اينجا فقط به اشاره از آن گذشتيم .
اگر لفظ ماده برايمان مبهم باشد به دنبالش لفظ مجرد هم مبهم مىشود ؛ چون در تعريف آن گفته شده كه « مجرد آن چيزى است كه مادى نباشد » . مجرد يك تعريف ايجابى ندارد . ابتدا بايد معنى ماده را خوب فهميد تا بتوان قادر به درك غير از آن بود .
« مجرد » هم از مفاهيمى است كه خيلى زياد در فلسفه استعمال شده ولى معنائى ذو مراتب دارد : خداوند مجرد است ، عقول و نفوس مجرد است ، فرشته و حتى خيال هم مجرد هستند .
بارى روشن نبودن مفاهيم ناشى از ضعف طبيعى يا ضعف اكتسابى معلومات ماست كه متأسفانه باعث مىشود كه پس از آنكه مدتها ما را در يك نوع ابهام و گيجى نگه داشت تازه متوجه شويم كه از اول خطا كردهايم و مفهومى را خوب نفهميدهايم ؛ البته اگر سرانجام به نادانى و جهل خود پى ببريم و در جهل مركب نمانيم ، باز سعادتى است ، اميدوارم خداوند توفيق دهد كه ما نيز بتوانيم راه خطير علم و فلسفه و تحقيق را همچنانكه اعاظم ما بخصوص استاد گرانقدر و علامهء بزرگوار مرحوم علامهء طباطبائى پيمودند با همت و پشتكار و روشنبينى بپيمائيم . خداوند انشاء اللّه روح پرفتوح اين استاد گرانقدر را با اجداد طاهرين و ائمهء معصومين ( ص ) و كسانى كه همواره به آنها دل بسته بود ، و در هواى آنها عشق مىباخت ، محشور بفرمايد . و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته .
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٨٦