وجود و ماهيت بهمعناى اخيرشان يك چيز بيشتر نيستند و در حقيقت يك واقعيت هستند كه گاهى اسمشان را ماهيت ، و گاهى وجود مىگذاريم ؛ و درواقع خلط شدن اصطلاحات موجب اينگونه نزاعها شده است .
سهروردى در حكمة الاشراق مىگويد : ماهيت و وجود هركدام يك معناى اعتبارى دارند .
ملاحظه مىفرمائيد كه با اينكه شيخ به اصالت ماهيت معتقد است مع الوصف آن را اعتبارى مىداند ؛ اعتبارى در مقابل آنچه منشأ و تحقق است . حال اين منشأ تأثير را مىتوانيد وجود يا ماهيت بناميد . اگر ما از همان قدمهاى اوليه كه معناى وجود و معناى ماهيت را فهميديم از شيخ الاشراق بپرسيم : آيا منظور شما از اعتبارى بودن وجود ، همان وجوديست كه در عالم خارج تحقق دارد ؟ مسلما خواهد گفت : خير . از طرف ديگر بايد از اصالت وجودىها بپرسيم آيا منظور شما از ماهيت ، همان ماهيت سرابى و توهمى است ؟ و وقتى كه دربارهء حق مىگوئيد « الحق ماهيته انيته » ، منظور شما چيست ؟
قدر مسلم اين است كه ماهيات اشياء با يكديگر فرق مىكنند . ماهيت ساعت و ماهيت ليوان دو چيز است و تركيب هركدام با ديگرى متفاوت است . ماهيت ميكروفن با ساعت فرق دارد ؛ اين ميكروفون صدا را پخش مىكند اما ساعت نمىتواند صدا را پخش كند .
ماهيت به اين معنى ، يعنى تركيب خاص اشياء بهگونهاى كه يك اثر خاص از آنها بوجود آيد . وجود اشياء هم با يكديگر تفاوت دارد : اين وجود خاص مايه اين تأثير و آن وجود خاص موجب آن تأثير است . بارى غرض اين است كه اگر محل نزاع خيلى خوب تحرير شده باشد فرقى نمىكند كه بگوئيم وجود
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص١٨٤