تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
علم و ادراك جز پىبردن به اين ناتوانى چيز ديگرى نيست . در كتاب نهج البلاغه در گفتار حضرت مولى امير مؤمنان آمده است : الراسخونى فى العلم هم الذين اقروا مما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب ص 125 . و راسخان در علم كسانى هستند كه به مرتبهء رضوان اكبر رسيده‌اند كه بالاترين درجهء بهشت خداوند است و خداوند دربارهء مؤمنان ديگر فرموده است :
« وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ »
و پس از آن دربارهء اين گروه مىفرمايد :
« وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
( سورهء توبه آيهء 71 ) اقتباس از جلد نهم الميزان ص 339 . اينان از هرلذتى بجز لذت معرفت و قرب به او چشم پوشيده‌اند و اين و الاترين مرتبهء علم و ادراك بشر است كه از ايمان به غيب حاصل مىشود .

ج - تأثير ايمان به غيب در علوم دنيوى

خلاصهء همهء مطالب اين است كه ايمان به غيب با تكامل ذهن و پيشرفت كوشش‌هاى علمى نوع انسان در هرزمينه‌اى كه باشد رابطهء مستقيم دارد زيرا پيغمبران ضمن دعوت مردم به مسائل ايمانى و اعتقادى از آنها نخواستند كه دعوتشان را كوركورانه و به جبر و زور از آنان بپذيرند بلكه با دعوت به تفكر و عرضه داشتن مسائلى كه بايد دربارهء آنها انديشيد و به عمق آنها پىبرد ذهن مردم را به كار انداختند و فكر آنها را روشن كردند و مسائلى كه عرضه كردند درمورد كليات وجود و ربط ما بين اجزاء عالم وجود با يكديگر بود و در ضمن ذهن مردم را با تجريد مفاهيم جزئى و جاىگزين‌كردن مفاهيم كلى عقلى به‌جاى ادراكات جزئى و حسى آشنا كردند . پس ايشان