در آن عصر فرعون تنها نبود كه از سخنان موسى چيزى نفهمد بلكه گروهى از قوم خود موسى هم چيزى از گفتارش نفهميدند و به او گفتند :
« يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً »
( بقره آيهء 55 ) و باز همين گروه زباننشناسان بودند كه
« ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ »
( سورهء نساء آيهء 153 ) .
آرى مردمى كه جز محسوسات ، چيز ديگرى برايشان درك شدنى و باور كردنى نيست به فرض آنكه كوركورانه متدين به دينى از اديان الهى نيز بشنوند و خداى ناديده و لمس نشدنى را بپذيرند ، هرگز به مرتبهء تنزيه مطلق او نمىرسند و از تشبيه و تمثيل بيرون نمىروند زيرا جز محسوسات چيز ديگرى براى آنان دركشدنى و باوركردنى نيست .
بههمين ملاحظه اگر فرمانهاى الهى را هم اجراء كنند از ترس اين است كه مبادا خدا بر آنها غضب كند و از وسائل عيشونوش و لذات حسى آنان چيزى بكاهد و همچنانكه غارنشينان دوران ماقبل تاريخ هرروز صبح به خدايان موهوم خود رشوه و هديه مىدادند تا شكار خوبى از جنگلها نصيبشان گردد اينها هم گاهگاهى نماز مىخوانند و روزه مىگيرند تا محبت خدا را به سوى خود جلب كنند تا بازار رواجى به آنها عطا فرمايد و درآمد خوبى پيدا كنند يا شغل خوبى نصيبشان شود و اگر نشد از خدا برمىگردند
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ
( سورهء حج آيهء 11 ) كسانى از مردم هستند كه خدا را به سستى مىپرستند پس اگر به خوبى و خوشىهائى رسيدند در آن پابرجا و استوار مىگردند و چنانچه وسائل خوشى از دستشان رفت از دين برمىگردند و آشكار است كه دين و دنيا هردو را مىبازند زيرا