ماندند ، اما توسعه ذهن و قدرت بر تجريد و جداكردن امور بيگانه از خود طبيعتهائى كه موضوع علوم گوناگون قرار مىگيرند و پس از آن ، جستجوكردن از محمولات علمى كه اختصاص به خود آن موضوعات دارند و عوارض بيگانه در آن دخالتى ندارند ، همهء اينها از بركت تعليمات پيغمبران است كه فكر مردم را به راه انداختند و از بركت تعليم پيغمبران ، قدرت بر تفكر براى مردم حاصل گرديد تا توانستند علوم مختلف را به وجود آورند و زندگى خود را مرتب كنند . مولانا جلال الدين رومى در اين مورد مىگويد :
با عصا كوران اگر ره ديدهاند * در پناه خلق روشن ديدهاند
گرنه بينايان بدندى و شهان * جمله كوران خود بمردندى عيان
نى ز كوران كسب آيد نى درود * نى عمارت نى تجارتها و سود
گر نكردى رحمت و افضالشان * در شكستى چوب استدلالشان
اين عصا چبود قياسات و دليل * آن عصا كه دادشان بينا جليل
بنابراين درواقع همهء مردم دنيا ذرهخواران پيغمبران و مؤمنين به غيب هستند .
د - تاثير ايمان به غيب در زندگى علمى انسان
گفته شد زندگى بر سه گونه است : حسى ، وهمى و علمى يا عقلانى و براى ادامه دادن هريك از اين سه نوع زندگى علاوه بر كوششهاى علمى كوشش عملى هم لازم است و هيچ كار و كوششى