بودند كه روش فكركردن را به مردم آموختند و كسانى هم كه به گفتار ايشان ايمان نياوردند خواهناخواه وادار به اين شدند كه براى تهيه سلاح متقابل و برابرىكردن با آنان براى دفاع از خود گفتگوهاى فكرى منظمى را براى خود آماده كنند و ناچار وادار به تفكر و تعقل شدند .
ما در قرآن كريم علاوه بر نقل گفتگوهائى كه ميان پيغمبران سلف با مردم ردوبدل شده است آيات بسيار ديگرى را مىبينيم كه در آنها مردم به تفقه و درك معنى سخنان و تفكر و تعقل دربارهء ربط ما بين همهء قضاياى علمى سفارش شدهاند بعلاوه ، آيات ديگرى هم هست كه در آنها با كمال صراحت گفته شده است كه خداوند با جبر و زور ، اعتقاد به هيچ قضيهاى را از مردم نخواسته است و از جمله اين آيات است كه مىفرمايد :
« فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ إِلَّا مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ
( غاشيه آيهء 22 ) . بنابراين فقط با كسانى به عنف و جبر رفتار مىشود كه اصلا گوش به سخن پيغمبران نمىدهند و به عمد مىخواهند نفهمند و مردم ديگر را هم از گوش دادن مانع مىشوند و مزاحم آنان مىشوند .
و باز مىفرمايد :
« قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ *
- الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ »
. در همهء اين آيات و آيات ديگر سفارش شده است : براى گفتار خودتان سند بياوريد و دنبال فهم و درك دليل و سند صحت قضايا برويد زيرا راه فهم و درك براى همهء مردم باز است و مسائلى هم كه بايد دربارهء آنها فكر كنند به مردم ارائه شده است و هيچ اجبار و اكراهى براى پذيرفتن عقايد در كار نيست و عقيده كاملا آزاد است و از اينجا كمك پيغمبران به پيشرفت ذهن در كليهء علوم و مسائل مربوط به زندگى دنيوى هم روشن مىگردد زيرا در هيچ علمى از موضوعات فردى و