فلسفى و عرفانى و يا نكتههاى اجتماعى آن پرداختهاند . اما علامهء طباطبائى در تفسير الميزان علاوه بر توضيحات كمترى كه در آن جنبهها دادهاند بيشتر به نكتههاى غيبى آن پرداختهاند و مخصوصا اين نكته از همه مهمتر است كه در مشكلات آيات از آيات ديگر قرآن كمك گرفتهاند و آيات ديگرى را كه در آن زمينه نازل شده است ، با ذكر سوره و شمارهء آيه آوردهاند و بعد از مجموع همهء آيات نكتههائى استنباط كردهاند و نوشتهاند و در ميان تفاسيرى كه اينجانب در آنها دقت كردهام الميزان از همه جامعتر و مفيدتر است و پاداش اين عالم جليل با خداوندى است كه او منزل قرآن است .
قسمت دوم ايمان به غيب و اثر آن در زندگى علمى و عملى انسان
الف - مقدمه
در آغاز جوانى كه شايد بيشاز 17 سال از سنم نمىگذشت به اين فكر افتادم كه بيشتر مردم چشم و گوش سالم دارند و درك و فهم و هوش هم دارند و همه افراد يك نوع مىباشند ، پس چرا نقيض يكديگر سخن مىگويند و هركس قضيهاى را اثبات كند ديگرى آن را انكار و نفى مىكند ، و حتى افراد يك خانواده كه در يك شرايط رشد مىكنند گاهى داراى عقايد متفاوت مىباشند و بر ضد يكديگر سخن مىگويند و نيز يك واقعهء كوچك يا بزرگ محسوس كه اتفاق مىافتد و جمعى حضور دارند ، هركس طورى آن را حكايت مىكند و سخنى كه در محفلى گفته مىشود هريك از افرادى كه آن را مىشنوند چيزى از آن درك مىكنند كه نقيض فهم و درك ديگران است .