تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ
أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
( سورهء واقعه ) يعنى به فرض اينكه نطفه را در رحم ريختن و دانه را زير خاك پنهانكردن معنى خالقيت باشد ، پس مرد نطفه را از كجا مىآورد و دانه از كجا به دستش مىرسد و راهى جز اين نيست كه نطفه و دانهء اوليه آفريدهء خداوند باشد و توضيح بيشترى براى متوقف ماندن فهم و درك مردم در مرتبهء احساس و تخيل و توانا نبودن ذهن آنان از فهم و درك عقلى در قسمت بعد خواهد آمد .
نتيجهاى كه از اين سخنها در اينجا مورد نظر است آن است كه درجهء فهم و درك مردم به خودى خود بسيار پست است و پيغمبران مىخواستند تحركى در ذهن مردم ايجاد كنند و ذهن آنها را گسترش دهند و بالا ببرند و آنها را به درجهء تفكر و تعقل كه خصيصهء انسان است برسانند اما در اين راه با چه مشكلاتى روبرو بودند .
بنابراين در حقيقت مفسران قرآن با پيغمبران همكارى مىكنند و كوشش آنان اين است كه مردم را با سخن پيغمبران كه حامل سخنان خداوند هستند آشنا كنند و به اين جهت درجهء مفسران قرآن پس از حضرات معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين كه مفسران حقيقى قرآن بودند بقيه هم پس از آنان و الاترين مقام و مرتبه را دارند و مخصوصا سعى و كوششى كه مرحوم علامهء طباطبائى در اين مورد كردهاند مىتوان گفت كمنظير است . زيرا مفسران ديگر هركدام در جنبهء مخصوصى خدمت كردهاند .
پارهاى از مفسران بيشتر به توضيح لغات و اشتقاقات و تركيبات نحوى يا به نكتههاى ديگر ادبى كه در علم معانى بيان آمده است ، پرداختهاند ، گروهى احتمالاتى را كه مفسران صدر اول آوردهاند ، نقل كردهاند ، و بعضى به جنبههاى تاريخى و يا