تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
بسم اللّه الرحمن الرحيم

قسمت اول تجليل از مقام مفسران قرآن

با آنكه پيغمبران به زبان خود مردم با آنان سخن مىگفتند و لغت تازه‌اى از خود نياوردند باز هم با مشكل بزرگى روبرو مىشدند ، و آن طرف گفتگو بودن با زورمندان و اشراف به ظاهر روشن‌فكر اما در باطن كوردلانى كه همزبان با پيغمبران نبودند و چيزى از سخن پيغمبران نمىفهميدند زيرا اين طبقه از مردم مانند كودكان خردسالى بودند كه از درك معنى هرسخنى عاجز باشند و لذا دربارهء گروهى از اين مردم آمده است
« فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً »
( نساء آيهء 80 ) استفهام تعجبى در اول جمله از يك‌سو كلمهء لا يكادون از سوى ديگر و كلمهء حديثا كه نكرهء بعد از نفى است از همه مهمتر ، و از اين سه نكته برمىآيد كه مرتبهء درك و فهم قسمتى از مردم دور تر از اين بود كه معنى سخنى را بفهمند ، و از آن بالاتر كه بسيارى از مردم معنى سخن خودشان را هم نمىفهميدند تا چه رسد به معنى سخن ديگران . زيرا اگر كسى معنى گفتار خودش را بفهمد تناقضى ميان سخنانش پيدا نخواهد شد . پس كسى كه تناقض صريح ما بين سخنانش هست و يا بالاخره به