ذى الغايت به غايت به نحو تحول است نه به محض قرب اضافى ، يعنى استكمال نفوس ناطقه به نحو اتحاد وجودى با حقائق نوريه است .
آيات قرآنى روزنهها و درها و معبرها و عالمها براى اشخاصاند ، تا بينشها در چه پايه ، و خوانندهها در چه حدى بوده باشند . به عبارت ديگر اين كتاب الهى معراج انسانى يعنى وسيله عروج انسان است كه آيات آن به منزله درجات اين معراجند و پايههاى اين نردباناند .
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به فرزندش ابن حنفيه وصيت فرموده است كه - و عليك بتلاوة القرآن و العلم به - و اعلم ان درجات الجنة على عدد آيات القرآن فاذا كان يوم القيامة يقال لقارىء القرآن اقرأ وارق ( الحديث ص 65 م 14 وافى و آخر من لا يحضره الفقيه ) . امام فرمود : درجات بهشت بر عدد آيات قرآن است ، پس چون روز قيامت شود به قارى قرآن گفته مىشود بخوان و بالا برو . اين قرائت را مراتب است . يك مرتبه آن قرائت لفظى است كه همين قرائت در عالم ماده و نشأه عنصرى است كه با حلق و زبان و دهان و لب و لپ انجام مىدهيم ، و يك مرتبه آن در عالم خواب است كه مثال همين قرائت اينجا است ولى كارى به جنبيدن لب و زبان اينجائى ندارد به قول حكيم ابو القاسم فردوسى :
مگر خواب را بيهده نشمرى * يكى بهره دانش ز پيغمبرى
و پس از آنكه به كلى از اين كالبد انقطاع حاصل شد ، قرائت به نحو ديگر خواهد بود تا جائى كه خداوند متعال قرائت مىنمايد فاذا قرأناه فاتبع قرآنه ( القيامه 19 ) قرائت خداوند به چه معنى است ؟ خداوند خودش را ذاكر و ثناگوى خود خواند ، مقصود از اين ذكر و ثنا چيست و به چه نحوه است . در عالم