نقل هرچيزى بود هم لايقش * لايق گله بود هم سايقش
روز محشر هرعرض را صورتيست * صورت هريك عرض را نوبتيست
ما با آن لب و حقيقتى كه حاصل علم و عمل ماست كه به ظاهر از اعراض برخاستهاند محشوريم . اين حقيقت به لحاظ اين نشأه باطن است و درآنجا عين ظاهر مىشود كه
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ
است ( طارق 10 ) .
روز محشر هرنهان پيدا شود * هم ز خود هرمجرمى رسوا شود
دست و پا بدهد گواهى با بيان * بر فساد او به پيش مستعان
دست گويد من چنين دزديدهام * لب بگويد من چنين بوسيدهام
پاى گويد من شدستم تا منى * فرج گويد من بكردستم زنا
چشم گويد غمزه كردستم حرام * گوش گويد چيدهام سوءالكلام
بين عمل و جزا يك نحو مناسبت و مشابهت است بلكه جزا در طول عمل و فرع بر عمل است و بلكه جزا عين عمل است . قرآن كريم مىفرمايد
جَزاءً وِفاقاً
( نبأ 26 ) جزاء موافق اعمال و عقائد است ، وفاق مصدر دوم باب مفاعله از وفق است و مفاعله بين دو چيز است يعنى عمل را با جزاء و جزاء را با عمل موافقت است . و بين اين اصل و فرع ارتباطى عجيب است .
دستورالعمل انسانساز فقط قرآنست كه منطق وحى است
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
( اسراء 10 ) ما مطابق دستور اين كتاب الهى حركاتى اين سوئى داريم كه اعراضاند ، اما سر