تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
مىگردد .
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از آن خواب گران گشته گرگان آن همه خوهاى تو * مىدرانند از غضب اعضاى تو
حضرت امام صادق عليه السّلام در بيان حشر چنين انسان‌هائى به صورت‌هاى گوناگون فرمود : اين همه حيوانات مختلف صورت و مثال اعمال و اخلاق انسان است . اين صورت عمل خارج از صقع ذات انسان نيست بلكه :
كان قندم نيستان شكرم * هم ز من مىرويد و هم مىخورم
آن تخم‌ها و بذرهائى كه در مزرعه جانش كاشته بود حالا به فعليت رسيده است . هرچند صورت ظاهر عمل دراين‌جا حركت است ، راه مىرود حركت است ، فكر مىكند حركت است ، مىنويسد حركت است ، طواف مىكند جهاد مىرود تعليم مىدهد حركت است و همه احوال و اطوار او در اين نشأه حركت است و حركت عرض است و متصرم است و دوام ندارد و پايدار نيست . و لكن از همين عرض‌ها در سر و باطن انسان اخلاق ثابتى به نام ملكات تقرر مىيابد و ساخته مىشود كه حقيقت و هويت انسان و قدر و ارزش آن همان حقائق و همان ملكات او است . يعنى اين‌كه فرمودند علم و عمل انسان‌ساز است منظور از عمل ، صرف همين حركات ظاهرى نيست ، آن نورى كه در دل اين اعمال قربة الى اللّه است ، انسان‌ساز است .
گر نبودى مر عرض را نقل و حشر * فعل بودى باطل و اقوال قشر اين عرض‌ها نقل شد لون دگر * حشر هرفانى بود كون دگر