تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ابن خلدون در مقدمه تاريخ گويد : و قد زعموا أنه كان مكتوبا على باب افلاطون من لم يكن مهندسا فلا يدخلن منزلنا . و نيز در همان مقدمه گويد : و كان شيوخنا رحمهم اللّه يقولون . ممارسة علم الهندسه للفكر بمثابة الصابون للثوب الذى يغسل منه الاقذار و ينقيه من الاوضار و الادران . يعنى اساتيد ما گفته‌اند كه ممارست در علم هندسه براى فكر بمثابت صابون براى جامه است كه وى را مىشويد و تميز مىكند . اين مدح و تعريف علم هندسه از جهت استوارى براهين و اتقان در انتظام و ترتيب آنست . علوم رياضى ذهن را تعديل مىكند ، و فكر را از اعوجاج بدر مىآورد و استقامت مىدهد . افسانه و قصه‌هاى هرزه ، و انديشه‌هاى ناپاك و پليد ، و حرفهاى كج و معوج فكر را از استقامت باز مىدارند و انسان را از استنتاج و تحصيل معارف حقه و درست‌انديشى و درست‌بينى دور مىگردانند . حتى مير عماد حسنى در آداب المشق مىگويد : اگر انسانى جان او ناپاك و آلوده باشد و انديشه‌هاى باطل و ناروا داشته باشد ، خط و مشق او صحيح و موزون نخواهد شد و خوش و ممتاز نخواهد گرديد . چنين در خاطر دارم كه صدر المتألهين در تفسير سورهء مبارك يس و يا در تفسير سوره ديگر مىفرمايد كه شخصى را مىشناسم كه حدت ذهنى بسزا داشت ، و از هوش و بينش سرشارى برخوردار بود ، كليات و مرسلات را خيلى خوب ادراك مىكرد ، اما براى او رهزنى پيش‌آمد كه برگشت و بدين سوى منعطف شد و دل به امور مادى خوش كرد تا آنچنان تعلقات به ماديات هوش و بينائى و صفا و بىرنگى را از او گرفت كه از ادراك معانى و حقائق كليه بازمانده بود و قادر به ادراك آنها نبود . اصلا تعلق با تعقل جمع نمىشود .