اقتضا مىكند ، هماهنگ و منسجم بسازند . اينروش عقلانى رضايتبخش نه شرق مىشناسد و نه غرب ، چنان كه اختصاصى به سه قطعهء زمان ( گذشته و حال و آينده ) ندارد .
حال مىپردازيم به بيان مسائلى پيرامون يكى از اساسىترين مسائل فلسفى كه مرحوم علامهء طباطبائى با تعمق خاص خود كه براى ورود به چنين مسألهاى لازم است وارد آن شدهاند :
مسائلى كه علامه طباطبائى دربارهء ايدهآليسم و رئاليسم مطرح نموده و آن مسائل جنبهء اقليمى ندارند .
مسائل مربوط به اينكه آيا ملاك واقعيت موجودات ، ذهن انسانى است يا آنكه موجودات با قطعنظر از ذهن و درك و درك انسان واقعيت دارند ؟ ! ! اين همان غائلهء طوفانى ايدهآليسم و رئاليسم است كه با نظر بهانگيزه بروز آن ، بدون تفاوت ناشى از حدود اقليمى مطرح است . يعنى اينكه آيا اشياء براى خود ( فى نفسه ) واقعيت دارند يا اينكه ملاك واقعيت آنها درك و ذهن ما است . با نظر به قرار گرفتن بعضى از اشياء و قرار نگرفتن آنها در حيطهء درك ما ، بدون اينكه اختصاصى به شرق و غرب داشته باشد مطرح است ، چنان كه اختصاصى به ديروز و امروز و فردا نيز ندارد . علامهء طباطبائى در اين مسأله با كمال دقت و با انديشهاى عميق وارد شده و ايدهآليسم را با دلائل علمى مردود نموده و واقعيت اشياء را با قطع نظر از ذهن و درك انسانى اثبات كرده است .
دلائل مرحوم علامهء طباطبائى براى اثبات واقعيت اشياء براى خود بهطور اجمال بدين قرار است :
1 - حكم كاملا بديهى فطرت ، اين دليل را در آغاز مقالهء دوم آورده و مىگويد : « هريك از ماها كه نگاهى به خود و زندگانى خود را تحت نظر گرفته ، سپس بطور قهقرى به روزهاى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٨٠