تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
وابستگى به غير است و اين سلسله نهايتا به وجودى مىرسد كه ذاتا مستقل و غنى است يعنى واجب الوجود سبحانه . واجب الوجود ، هستىبخش ساير موجودات است و همان‌گونه كه اصل هستى آن‌ها را مىآفريند ، تمام آثار قائم به آن‌ها را نيز افاضه مىكند ، زيرا علّتى كه وجود شيئى را ايجاب كرده به آثار آن وجود نيز قوام مىدهد ، پس خداوند به تنهايى مبدأ آفرينش ساير موجودات و مالك و مدبّر آن‌هاست و جز او پروردگارى نيست . ثنوىها مىگويند كه خير و شرّ ، هردو در جهان تحقق دارد و چون باهم متضاد هستند نمىتوانند به مبدأ واحدى مستند باشند در نتيجه ، دو مبدأ وجود دارد : مبدأ خير و مبدأ شر . افلاطون در پاسخ مىگويد : شرّ ، نيستى و عدم ، است و عدم نياز به علت و آفريننده ندارد ، بلكه علت عدم همان نبود هستى است . پاسخ ارسطو به اشكال ثنويان اين است كه اشيا بر پنج قسم‌اند : آن‌چه خير محض است ، آن‌چه خيرش فراوان و شرّش اندك است ، چيزى كه خير و شرّش مساوى است ، چيزى كه شرّش فراوان و خيرش اندك است و آن‌چه شرّ محض است . فقط خير محض و آن‌چه خيرش فراوان است استناد ذاتى به علت دارد . منابع بيشتر براى مطالعه عدل الهى ، ص 157 . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 5 ، ص 208 . پرسش 1 - برهان اوّل توحيد خالقيّت را شرح دهيد . 2 - برهان دوّم توحيد خالقيّت را شرح دهيد . 3 - تفاوت برهان اوّل و برهان دوّم را بيان فرماييد . 4 - شبههء ثنويه را دربارهء توحيد در خالقيّت بيان فرموده و پاسخ افلاطون را به آن بنويسيد . 5 - سخن ارسطو دربارهء شرور را بيان فرماييد . 6 - آيا تنافى بين كلام ارسطو و افلاطون وجود دارد ؟ بيان فرماييد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 438 | محمد حسين آخوندى