تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

الفصل الثّالث ( 1 ) في أنّ الواجب تعالى هو المبدأ المفيض لكلّ وجود و كمال وجوديّ

( 2 ) كلّ موجود غيره ، تعالى ممكن بالذّات ، لانحصار الوجوب بالذّات فيه ، تعالى ، و ( 3 ) كلّ ممكن فإنّ له ماهيّة ، هي الّتي تستوي نسبتها إلى الوجود و العدم ، و هي الّتي تحتاج في وجودها إلى علّة ، بها يجب وجودها فتوجد ، و ( 4 ) العلّة إن كانت واجبة بالذّات فهو ، و إن كانت واجبة بالغير انتهى ذلك إلى الواجب بالذّات ( 5 ) فالواجب بالذّات هو الّذي يفيض عنه وجود كلّ ذي وجود من الماهيات . ( 6 )
هامش
( 1 ) - در فصل پيشين ، توحيد به معناى نفى شريك در وجوب وجود و نيز به معناى نفى كثرت در درون ذات واجب بيان شد . اما بايد توجه داشت شركى كه در ميان گروه‌هاى مختلف مشركين شايع بوده و هست شرك در خالقيت و به ويژه شرك در تدبير جهان است و بحث‌هاى گذشته به تنهايى براى ابطال آن كافى نيست ، زيرا ممكن است كسى با پذيرفتن توحيد به معناى گذشته معتقد شده كه واجب الوجود يگانه ، تنها يك يا چند مخلوق را آفريد و ديگر نقشىء در آفرينش ساير مخلوقات و تدبير امور آن‌ها ندارد و اين امور به وسيلهء كسانى انجام مىگيرد كه خودشان واجب الوجود نيستند ، اما در ايجاد و تدبير ساير پديده‌ها مستقل هستند و نيازى به خداى متعال ندارند و از اين جهت لازم است توحيد در خالقيت و ربوبيت جداگانه مورد بحث قرار گيرد . در اين فصل دو بيان و دو برهان براى اثبات اين مطلب ارائه شده گرچه هر دوى آن‌ها مطلوب را اثبات مىكند اما نتيجهء آن‌ها باهم مختلف و گوناگون است و برهان نخست برمبناى فلاسفه مشاء و برهان دوم براساس اصول حكمت متعاليه است . ( 2 ) - مقدمهء اول از برهان نخست . ( 3 ) - مقدمهء دوم از برهان نخست . ( 4 ) - مقدمهء سوم از برهان نخست . ( 5 ) - مقدمهء چهارم برهان كه درواقع ركن و اساس برهان است عبارت است از : علت علت يك پديده ، علت آن پديده ، به شمار مىآيد . اين مقدمه را مؤلف با اتكاى به وضوح آن در اين‌جا ذكر نكرده‌اند ، اما در نهاية الحكمه آن را صريحا آورده‌اند « و من الضرورى ايضا انّ علّة الشىء علة لذلك الشئ » اين مقدمه ، بيان‌گر آن است كه آفرينش منحصر به آفرينش مستقيم و بدون واسطه نيست و خدايى كه مخلوق را مستقيما و بدون واسطه مىآفريند افعال و مخلوقات او را هم با وساطت وى مىآفريند اگرچه صدها واسطه در كار باشد . ( 6 ) - اين برهان مبتنى بر نظر حكماى مشاء است مبنى بر اين‌كه وجود معلول ، وجودى مستقل و فى نفسه است نه رابط و فى غيره ، زيرا تنها بر اين اساس مىتوان براى غيرواجب سهمى از علت و تأثير و لو به عنوان واسطهء فيض و فاعل مسخر قائل شد . بنابراين نظر ، خداوند فاعل دور و بعيد و اين امور فاعل قريب و نزديك‌اند ؛ خداوند واقعا مؤثر است و اين امور هم واقعا مؤثرند ، اما تأثير خود را از خداوند متعال گرفته‌اند . اين ديدگاه ديدگاهى متوسط و ميانه در مسئلهء توحيد افعالى است .