و هيچگونه كثرتى در آن راه ندارد و اين حقيقت صرف و مطلق وجود ، وجوب وجود دارد و اين وجوب ، وجوب بالذات است ، نه بالغير . بنابراين ، حقيقت وجود واجب الوجود بالذات است .
تقرير برهان وجوب و امكان نيز به اين صورت مىباشد كه ماهيات ممكن و معلول موجودند و چون موجودند واجب الوجودند ( زيرا شىء تا واجب نشود تحقق نمىيابد ) و از طرفى وجوبشان غيرى است نه ذاتى ، زيرا اگر ذاتى بود نياز به علت نداشتند و علتى كه به آنها وجوب داده وجودى است واجب كه اگر وجوب آن غيرى باشد بايد به واجب ذاتى ختم شود تا دور يا تسلسل كه هردو محالاند لازم نيايد .
منابع بيشتر براى مطالعه
شرح حكمت متعاليه ، رحيق مختوم ، بخش اول از ج ششم ، ص 184 .
تعليقه بر اسفار ، ج 6 ، ص 14 ، از مرحوم علامه .
اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 5 ، ص 122 و ص 116 .
آموزش فلسفه ، ج 2 ، ص 339 .
پرسش
1 - برهان صديقين را بهطور كامل تشريح كنيد .
2 - اصول و مقدماتى را كه برهان صديقين بر آن مبتنى است نام ببريد .
3 - برهان وجوب و امكان را بهطور كامل تشريح نماييد .
4 - اصول و مقدماتى را كه برهان وجوب و امكان بر آنها مبتنى است ذكر كنيد .
5 - تفاوت ميان برهان صديقين و وجوب و امكان را بيان فرماييد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٤٣٠