حجة اخرى ( 1 )
( 2 ) الماهيّات ( 3 ) الممكنة ( 4 ) المعلولة موجودة ، ( 5 ) فهي واجبة الوجود ، لأنّ « الشّيء ما لم يجب لم يوجد » ، و ( 6 ) وجوبها بالغير ، إذ لو كان بالذّات ، لم يحتج إلى علّة ، و العلّة الّتي بها يجب وجودها ، موجودة واجبة ، و وجوبها إمّا بالذّات ، أو بالغير و ينتهي إلى الواجب بالذّات ، ( 7 ) لاستحالة الدّور و التّسلسل .
چكيده
در فصل ، دو برهان براى اثبات وجود واجب الوجود بالذات كه همان ذات اقدس اللّه جلّ جلاله است اقامه مىكند .
برهان نخست ، به برهان صدّيقين و برهان دوم ، به برهان وجوب و امكان موسوم است .
برهان صديقين اينگونه تقرير مىشود كه حقيقت وجود ، امرى اصيل و صرف است
هامش
- و شدت و فعليت . نتيجه آنكه حقيقت هستى در ذات خود قطعنظر از هرتعيّنى كه از خارج به آن ملحق گردد مساوى است با ذات لا يزال حق . پس اصالت وجود ، عقل ما را مستقيما به ذات حق رهبرى مىكند ، نه چيز ديگر . از طرف ديگر ، با ديدهء حسى به جهان مىنگريم و جهان را پذيرندهء عدم مىبينيم ( محدود و مشروط مىبينيم ) ، موجوداتى را مىبينيم كه با نقص و امكان و محدوديت و وابستگى توأماند ، لذا حكم مىكنيم كه جهان ، عين حقيقت هستى نيست ، بلكه جهان ظل هستى است ؛ يعنى توأم با نيستى ، پس جهان معلول و اثر است و ظهور و تجلّى است .
( 1 ) - اين برهان به برهان وجوب و امكان شهرت دارد و بر مقدمات چندى مبتنى است .
( 2 ) - مقدمهء اول : در خارج ، ماهيات تحقق دارند اين امر بديهى و بىنياز از اثبات است .
( 3 ) - مقدمهء دوم : هر ماهيتى ممكن است ، زيرا وجوب و عدم هردو از حيطهء ماهيت بيرون است و ازاين رو هرماهيتى مىتواند متصف به وجود يا عدم شود ، در صورتى كه هيچكدام از اين دو ضرورت ندارند و اين همان معناى امكان است .
( 4 ) - مقدمهء سوم : هر ممكنى در وجود خود نيازمند علت است و اين مفاد قانون عليت است و مستند آن استحاله ترجح بدون مرجّح است ، زيرا در ممكن نسبت شىء به وجود و عدم يكسان است و عقلا محال است بدون دخالت عامل خارجى وجود براى آن رجحان يابد و خود به خود موجود شود .
( 5 ) - مقدمهء چهارم : شىء تا وجودش ضرورى و واجب نشود موجود نمىشود بر اين اساس ، ماهيات موجود در خارج همگى وجودشان واجب و ضرورى است ؛ يعنى همهء آنها واجب الوجودند .
( 6 ) - مقدمهء پنجم : با توجه به مقدمهء دوم و سوم و چهارم وجوب ماهيت خارجى وجوب بالغير است ، نه بالذات ، زيرا وجوب بالذات با نياز به علت منافات دارد .
( 7 ) - مقدمهء ششم : دور و تسلسل در زنجيرهء علل باطل است ؛ يعنى امكان ندارد شىء با يك يا چند واسطه در رديف علل خودش واقع شود ( دور ) و نيز امكان ندارد هرشيئى علتى داشته باشد و آن علّت نيز به نوبهء خود معلول علت ديگرى باشد و اين سلسله تا بىنهايت ادامه مىيابد ( تسلسل ) .