2 - امور اكثرى ، مانند بچهء پنجانگشتى ؛
3 - امورى مساوى ، نشسته يا ايستاده بودن يك نفر ؛
4 - امور اقلّى ، مانند بچهء ششانگشتى .
مدعا اين است كه اگر هرپديدهاى با آنچه علّت حقيقى آن است سنجيده شود روشن خواهد شد كه همهء پديدههاى ممكن از قسم نخست ( دائمى ) هستند كه صدورشان از علّت و ترتّبشان بر فعل ، هميشگى و دائمى است و قول به اتفاق درواقع از جهل به اسباب حقيقى و نسبت دادن غايت به غير صاحب غايت ناشى مىشود .
غايتهايى كه بر افعال فاعلها مترتب مىشود غايتهاى ذاتى و دائمى براى علتهاى حقيقى خود هستند و اثرهايى كه به وسيلهء قدرت بر فعل فاعلى مترتب مىگردد و امور اتفاقى ناميده مىشود درواقع ، غايتهاى بالعرضاند كه به غير اسباب حقيقى خود نسبت داده مىشوند و اگر همان امور اقلى و نادر به علتهاى حقيقى خود نسبت داده شوند دائمى و هميشگى خواهند بود ، چون ترتب غايات ذاتى بر علل حقيقىشان هميشگى و تخلفناپذير است .
منابع بيشتر براى مطالعه
شرح مختصر شرح منظومه ، ج 2 ، ص 80 .
طبيعيات شفا ، فصل سيزدهم و چهاردهم از مقالهء نخست .
پرسش
1 - اتفاق به چه معناست ؟ نظريه قائلان به اتفاق را بيان كنيد .
2 - اقسام پديدههاى ممكن را بنويسيد و توضيح دهيد تأثيرگذارى اسباب حقيقى به طور دائمى و هميشگى است يا اتفاقى .
3 - مراد از غايت بالذات و غايت بالعرض چيست ؟ توضيح دهيد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٢٥٤