شيء ، و لم يجز الاستناد إلى حكم ثابت ، و هو خلاف الضّرورة العقليّة . و للمادّة معان اخر غير ما تقدّم خارجة من غرضنا .
چكيده
1 - صورت ( به معناى آنچه شيئيت و هويّت يك چيز منوط به آن است ) نسبت به نوع تشكيل يافته از انضمام آن با ماده ، علت صورى است ، زيرا لزوما تحقق نوع متوقف بر آن است و همانچيز نسبت به ماده ، صورت و مشاركت علت فاعلى است .
2 - ماده نسبت به نوع تركيبيافته از آن و صورت ، علت مادى است ، زيرا وجود نوع لزوما توقف بر آن دارد ، و همين امر نسبت به صورت ، مادهء قبولكنندهاى است كه معلول آن مىباشد .
3 - گروهى از مادىگرايان ، علت را منحصر در ماده دانستهاند ، امّا با توجه به اصول و قواعد ، چنين نظرى مردود است ، چرا كه ماده ، خواه مادهء نخستين يا مادهء دوم ، حيثيتى جز قوّه ندارد كه لازمهء آن ، فقدان و ندارى مىباشد و روشن است چنين چيزى براى فعليت و تحقق بخشيدن به نوع كفايت نمىكند . بنابراين ، لازمهء سخن ايشان آن است كه فعليت نوع بدون علت ، تحقق يافته باشد و اين محال است .
پرسش
1 - علت صورى را تعريف و اثبات كنيد .
2 - آيا صورت ، علت صورى ماده به شمار مىرود ، چرا ؟
3 - علّت مادى را تعريف و اثبات كنيد .
4 - بعضى عليت را منحصر در ماده دانستهاند ، آن را نقد و بررسى كنيد .
5 - دلايل عدم انحصار علت را در علت مادى بيان كنيد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٢٥٦