تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
خواجه نصير الدين ، و علامه حلى « 1 » و ابن ميثم بحرانى از اماميه و ابو الحسن بصرى و محمود خوارزمى از معتزله ) در اين مورد از آن‌ها تبعيت كرده‌اند و اكثر آن‌ها ( مثل بسيارى از اشاعره و كعبى كه معتقدند جواهر به‌وسيله بقايى باقىاند ، پس وقتى خداوند عدم آن‌ها را اراده كند ، بقا را نابود مىكند ، لذا جواهر نابود مىشوند . « 2 » و معتزله كه به اعيان ثابته و حال اعتقاد دارند و ابو اسحاق ابراهيم بن نوبخت ، مؤلف ياقوت - الياقوت فى علم الكلام - از اماميه ) اعادهء به عينه معدوم را ، جايز مىدانند . وى بين اعاده معدوم كه ذاتا محال است و اعاده اجزاى اصلى انسان در روز قيامت كه جائز است ، خلط و خبط كرده است . « 3 »

نظر علامه مجلسى و علامه طباطبائى درمورد اعادهء معدوم

علامه مجلسى - عليه الرحمه - ضمن نقل دلايل هردو گروه از متكلمان شيعه كه گروهى قائل به امكان اعاده معدوم و گروهى قائل به امتناع شده‌اند ، خود مثل امام الحرمين قائل به توقف شده است و اين‌كه ، حق اين است كه در اين مسئله نمىتوان رأى جازم و قطعى داد كه علامه طباطبائى در تعليقه خود در مورد كلام مجلسى فرموده است كه اگر غير خداوند ، همهء موجودات معدوم شوند ، ديگر تقدم و تأخر ، دنيا و آخرت ، مبتدا و معاد و . . . معنا نخواهد داشت ؛ درنتيجه ، معارف الهى كه بر اين مفاهيم مترتب‌اند باطل مىشوند ، لذا معدوم شدن موجودات را حتى به صورت احتمال نمىشود قبول كرد . « 4 » عين عبارت علامه چنين است :
هامش
( 1 ) . كشف المراد ، ص 427 . ( 2 ) . همان ، ص 430 و علامه حلى ، انوار الملكوت فى شرح الياقوت ، ص 191 . ( 3 ) . همان ، ص 430 . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 6 ، ص 331 - 336 .