تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
واقعيتى در عالم نيست و اين تأييد سفسطهء ضد فلسفه است ، زيرا « عدم ، عدم است » ، بديهى است كه از تصديق آن ، « عدم موجود است » به دست مىآيد ، چنان‌كه بحث آن گذشت ، و از طرف ديگر مىدانيم : « وجود ، موجود است » . بنابراين ، از مقايسه دو قضيه آخرى استنباط مىشود كه تفاوتى ميان عدم و وجود نيست . به اين ترتيب ، همان‌گونه كه « عدم ، موجود نيست » ، « وجود هم موجود نيست » در نتيجه ، واقعيتى در عالم تحقق ندارد . « 1 » در جواب گفته مىشود : « عدم ، عدم است » به حمل اولى كه آن از باب هو هويت است و عدم ، موجود است ، به حمل شايع صناعى ؛ يعنى مفهوم عدم ، موجود به موجود ذهنى و متصف به آن است .

اختلاف بدايه و نهايه درمورد معدوم مطلق و جزئى و . . .

علامه در بدايه فرموده است : « المعدوم المطلق ، معدوم مطلق بالحمل الاولى و لا يخبر عنه » و در نهايه فرموده است : « المعدوم المطلق بالحمل الاولى يخبر عنه بانه لا يخبر عنه » « 2 » و در بدايه فرموده است : « المعدوم المطلق ليس بمعدوم مطلق بل موجود من الموجودات الذهنيه بالحمل الشايع » و در نهايه فرموده است : « المعدوم المطلق بالحمل الشايع لا يخبر عنه » « 3 » و همين اختلاف درمورد « جزئى جزئى است » و . . . به چشم مىخورد . هم‌چنين مظفر در بحث عنوان و معنون مىفرمايد : « مفهوم الجزئى اى الجزئى بالحمل الاولى ، كلى لا جزئى فيصدق على كثيرين و لكن مصداقه اى حقيقة الجزئى يمتنع صدقه على الكثير فهذا الحكم بالامتناع للجزئى بالحمل الشايع لا للجزئى بالحمل الاولى الذى هو كلى « 4 » » و در جاى ديگر « 5 » در رد تناقض درمورد « الجزئى ليس بجزئى » طبق همين
هامش
( 1 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 17 . ( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 4 ، ص 22 . ( 3 ) . همان ، ص 22 . ( 4 ) . محمد رضا مظفر ، المنطق ، ص 74 . ( 5 ) . همان ، ص 490 ( مغالطات معنوى ) .