تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
نيست واحد است : « حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز واحد » و به هيچ‌وجه تفاوتى ميان مثل شىء در ابتدا و اعاده شده‌اش در ثانى ( و بعد ؛ يعنى قيامت ) وجود ندارد ، چرا كه آن دو ( معاد و شىء مماثل طبق قاعده حكم الامثال ) با شىء نخست در آغاز ، از تمام جهات مساوىاند ( وقتى معاد و مماثل با شىء نخست مساوى باشند ، خودشان هم مساوىاند ، درنتيجه شىء نخست با شىء مماثل يك حكم دارند ) . و اما محاليت لازم اين است كه اجتماع دو مثل در وجود ، مستلزم عدم تميز و تفاوت ميان آن دو است كه آن ، وجود وحدت كثير از جهت كثير است كه محال است . ( به فرض اگر زيد كه روز جمعه زنده بوده است ، روز شنبه نابود شود و روز يكشنبه عين زيد روز جمعه به وجود آيد و معاد گردد ، بايد جايز باشد در روز جمعه مثل زيد زندهء روز جمعه به وجود آيد ، زيرا حكم زيد روز جمعه ، طبق فرض طرف مقابل ما ، همان حكم زيد معاد است و حكم زيد معاد هم طبق حكم الامثال ، همان حكم زيد مماثل آن است ؛ درنتيجه زيد زنده و مماثل او در روز جمعه از هرجهت مثل هم‌اند ، بلكه عين هم مىباشند . پس بايد آن دو يكى باشند و حتى مكان آن‌ها هم بايد يكى باشد ، درحالىكه دو موجود هستند ، چون دو واقعيت مىباشند كه اين تناقض است ) .

سومين دليل

حجّة اخرى : إنّ اعادة المعدوم . . . و هو الانقلاب او الخلف . 3 . دليل ديگر اين‌كه اعادهء معدوم موجب مىشود كه معاد ( در قيامت ) عين موجود نخست باشد كه آن محال است ، زيرا لازمه‌اش اين است كه انقلاب يا خلف لازم آيد ( كه موجود نخست به موجود معاد و برعكس ، منقلب گردد ؛ يعنى اين‌كه موجودى كه در آغاز بود معاد شود و موجودى كه معاد بود در آغاز باشد ) و بيان ملازمه اين‌كه اعاده به عينه معدوم ، مستلزم اين است كه معاد در تمام خصوصيات مشخصه حتى زمان ، ذاتا همان مبتدا باشد ، لذا معاد عين مبتدا مىگردد كه اين انقلاب يا خلف است .