فصل يازدهم : چرا از معدوم مطلق نمىتوان خبر داد ؟
الفصل الحادى عشر : في أن المعدوم . . . يخبر عن شىء بشىء .
فصل يازدهم : در خصوص اين است كه از معدوم مطلق خبر داده نمىشود و آن عدم مطلق ، به دليل ( بحثهاى فصل قبل كه ) گذشت ، روشن مىشود كه عين بطلان محض است و به هيچوجه برايش شيئيتى نيست و تنها از چيزى ( موضوع و مخبر عنه ) بهوسيلهء چيز ديگرى ( محمول و مخبر به ) خبر داده مىشود .
دفع شبههء معدوم مطلق
و أمّا الشبهة بأنّ قولهم : « المعدوم . . . بعدم الإخبار عنه فلا تناقض .
و اما شبههاى كه ( در اينباره وجود دارد عبارت است از ) گفتار عدهاى كه مىگويند : از معدوم مطلق ( ملاصدرا مىفرمايد : مقابل مطلق وجود كه به هرنحوى از انحا ، تحقق دارد ، عدم مطلق است كه جميع مراتب وجود ، چه ذهنى ، چه خارجى و چه نفس الامرى ، از آن سلب مىشود . « 1 » وى در جاى ديگر معدوم مطلق را اينگونه توصيف مىكند : « معدوم المطلق . . . عبارة عن تعرية الشىء عن كافة الوجودات الخارجية و الذهنيه » « 2 » ) خبر داده نمىشود ( كه آن در عين حال ) نقيض خودش مىباشد . پس آن عينا خبر دادن از عدم مطلق ، به عدم خبر دادن از آن است . ( در حقيقت خود اينكه از عدم مطلق خبر داده نمىشود ، خبر و گزارشى است و آن اينكه خبرى داده نمىشود .
به عبارت ديگر ، بىخبرى خود خبرى از بىخبرى است . دو شبهه وجود دارد : يكى ، شبههء معدوم مطلق كه امتناع از حكم دارد و ديگر ، مجهول مطلق كه امتناع از اخبار
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 345 .
( 2 ) . همان ، ص 347 .