تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
مجهولند و نه معلوم ، بلكه معلوم ، ذات با صفت است و صفت دانسته نمىشود و مسلّم دانسته‌اند كه محال ، منفى است و آن منفى ميان نفى و اثبات واسطه نمىشود . « 1 » ج ) كلى طبيعى . ( مرحله پنجم ، فصل اول ) درمورد آن به دو جهت مىشود گفت : نه موجودند ، چون كليت در خارج وجود ندارد و نه معدوم‌اند ، زيرا در افراد ، نوع و كلى طبيعى و ماهيت وجود دارد ، مثل زيد كه انسانى با رنگ ، شكل و . . . خاصى است . در جواب آن‌ها بايد گفت : مثل انسان در ذهن ، متصف به كليت است ، لذا او با قيد كليت در خارج تحقق ندارد و در خارج به‌عنوان كلى طبيعى و ماهيت ، تحقق دارد . لذا تفاوت به سبب اعتبارات مختلف است و الا ارتفاع تناقض به‌وجود مىآيد . ما حصل اين‌گونه سخنان ، سر از استقلال و فرقه‌گرايى درمىآورد . كسانى كه تابع اهل ذكر نشدند و خواستند بىخودى ، خودى نشان دهند و تنها از تراوش‌هاى فكر ناقص خويش بهره گيرند ، انتهاى راه‌شان سقوط در چاه ضلالت است ، هرچند آن‌ها ادعا كنند كه مثل شيعه عقل‌گرا هستند كه اين افراط است ؛ چنان‌كه اشاعره تفريط كردند و حق عقل را ادا نكردند . لذا هردو يك حكم دارند و اين گمراهى آشكار است و به همين دليل است كه سخنان معتزله ، مثل سخنان اشاعره قابل درك نيست ، علت مسئله نيز روشن است ، چون آن‌ها مثل اشاعره از جادهء فطرت خارج شدند ، درنتيجه بياناتى دارند كه جز تضييع وقت حاصلى ندارد ؛ ازاين‌روى ، به همين جهت ملاصدرا فرمود : عاقل وقتش را به ذكر گزاف‌ها ضايع نمىكند . « 2 »

فصل دهم : در عدم ، تمايز و عليت نيست و اما چرا تمايز نيست ؟

الفصل العاشر : فى انّه لا تمايز و لا عليّة . . . العدم المطلق فلا تميّز فيه . فصل دهم : در عدم ، تمايز و علتى وجود ندارد ، اما عدم تمايز ( ميان اعدام ) به دليل
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 76 . ( 2 ) . همان .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 83 | رحمت الله شريفي نجف آبادى