تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
موجود يا معدوم به دور است و از معانى الفاظ مستعمل درمورد مخلوقات برتر است . در حقيقت گفته‌اند : معانى وجود و اراده و علم و قدرت درمورد خداوند بالاتر از فهم جمهور است كه اين همان تعطيل است . « 1 » در جواب شيخ مقتول گفته مىشود : « انسان ، موجود است » غير از « وجود ، موجود است » مىباشد كه در اولى حمل بالضميمه است ؛ يعنى بايد اول انسان موجود باشد تا بشود گفت : انسان موجود است و در دومى وجود به نفس ذاتش ، موجود است و نياز به انضمام وجود به وجود براى موجود بودن نيست و اين درست مثل « آب ، شيرين است و شيرينى شيرين است » مىباشد كه در اولى ، حمل بالضميمه صورت گرفته و در دومى ، نيازى به ضميمه نيست ، زيرا شيرينى ذاتا شيرين است و آب بالمجاز چنين است . ب ) صفات انتزاعى ، مثل قادريت ، عالميت ، والديت ، ضاحكيت و كاتبيت براى انسان « 2 » و . . . كه از طرفى معدوم نيستند ، زيرا عدم ، ذات ندارد ، ولى آن‌ها اثر و وجودى دارند و وصف موجودات واقعى مثل عالم ، قادر و . . . هستند . البته با توجه به اين‌كه هر موجودى به حسب مرتبهء خودش اثر دارد و از جهتى ، موجود هم نيستند ، زيرا واقعيتى جدا از موصوف خود ندارند ، لذا قادريت همان زيد قادر است كه آن مبين رابطهء ميان قادر و مقدور است و عالميت ، همان رابطهء عالم و معلوم است ، لذا آن‌ها تنها مصدر جعلى مىباشند . در جواب بايد گفت : موجود نبودن و معدوم نبودن امور اعتبارى ، با ملاحظات مختلف است ، لذا تناقض پيش نمىآيد و تناقض وقتى است كه وحدت جهت باشد . هم‌چنين بنابر گفتار ملاصدرا آن‌ها گفته‌اند : صفات ، نه موجودند و نه معدوم و نه
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 77 . ( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 1 ، فصل 2 ، ص 16 .