نقد و بررسى قضاياى حقيقى
اگر منظور از اينكه محمول ، ذاتى موضوع است ، ذاتى باب برهان باشد ، به اين معنا كه محمول از موضوع بيگانه نباشد ، هرچند محمول بالضميمه باشد - نه اينكه منظور از ذاتى ، ذاتى باب ايساغوجى و كليات خمس باشد ، مانند ناطق و حيوان مىشود كه ذاتى و درونى انسان مىشوند - قضاياى علوم را مىتوان از مصاديق قضاياى حقيقيه دانست و الّا قضاياى حقيقيه از باب خارج محمول مىشوند ، كه همان معقولات ثانيه فلسفى هستند كه علاوهبر اينكه بايد مسائل علوم تجربى را از باب قضاياى خارج محمول دانست ، ديگر ممكن نيست آنها را با روش تجربى اثبات كرد . درنتيجه ، ميان مسائل فلسفى و علوم تجربى اشتراك پيدا مىشود ، درحالىكه قضاياى فلسفى مربوط به مطلق هستى است و قضاياى تجربى مربوط به جلوهاى از هستى مقيد ( ماده و جسم ) آن هم جلوهاى از ماده و طبيعت ، مگر اينكه در عين حال كه قضاياى حقيقيه را حملى ، نه شرطى ، و محمولشان را مربوط به طبيعت موضوعشان مىدانيم ، از معقولات ثانيه فلسفى و خارج محمول تلقى نكنيم .
فصل نهم : شيئيت ، مساوق وجود است
ثبوت و نفى بهترتيب همان وجود و عدماند
الفصل التاسع : [ الشيئية تساوق الوجود ] . . . في معنى الوجود و العدم .
شيئيت و چيز بودن ، مساوق « و هم مصداق » با وجود است . ( شيئيت در معنا و مصداق با وجود يكى است . مساوقت ميان دوچيز اينگونه است كه هريك ديگرى را از جلو مىراند ، برعكس قيادت و رهبرى كه رهبر جلودار ، مورد اتباع و الگوگيرى است ) و براى عدم هيچ شيئيتى وجود ندارد ، زيرا عدم ، بطلان محض است و برايش هيچ ثبوتى وجود ندارد ؛ پس ثبوت و نفى در معنا ، همان وجود و عدم است .