خالق عالم مادّه
واجب تعالى ، مادّه را خلق كرد ، نه اينكه مادّه را متجدد ساخت
و لمّا كان هذا العالم متحرّكا . . . و ارتباط الحادث بالقديم .
و وقتى اين عالم ، متحرك به حركت جوهرى و ذاتا سيّال است ، ذاتش عين تجدد و تغيّر است و بهسبب آن ( عينيت تجدد و ثبات در تغيّر ) استناد عالم طبيعت به علت ثابت آن صحيح و جايز است ، لذا جاعل ( كه عالم ما فوق و مجرد و ثابت است ) ، متجدد را تنها خلق مىكند ، نه اينكه ( اول مادّه را خلق كند ، سپس ) آنرا متجدد كند ، تا محذور و مشكل استناد امر متغيّر به ثابت ( و علت غيرمتغيّر ) و ارتباط حادث به قديم پيش بيايد . ( وقتى ثابت شد كه حركت ، ذاتى جسم است ، ديگر علت نمىخواهد ، چرا كه امر ذاتى ، علىرغم امر عرضى ، سبب نمىخواهد .
ربط متغير به ثابت ، كه يك معماى مهم فلسفى است ، در حكمت متعاليه به خوبى حل شده است و آن ، غير از « ربط حادث به قديم » است كه بحث ملاك احتياج موجودات را به خالق و اينكه هرمتحركى ، هم حادث زمانى است و هم حادث ذاتى ، ولى هر حادث ذاتى ، مثل عقول ، حادث زمانى و متحرك نيست ، بلكه حادث ذاتى است و . . . را پيش مىآورد ) .
زمان فراغ كتاب توسط علامهء والامقام ، همراه با حسنختام در مشهد الرضا المرتضى
تم الكتاب و الحمد للّه و وقع . . . أفضل السّلام و التحية .
كتاب ( بداية الحكمه مرحوم علامه طباطبائى ) تمام شد و حمد مخصوص خداست و از تأليف آن در روز هفتم از ماه رجب از ماههاى سال 1390 هجرى قمرى ، در آستان مقدس رضوى ( امام رضا عليه السّلام ) كه بر صاحب آن بهترين سلام و تحيت باد ، فراغ افتاد .