فصل سيزدهم : مثال
وجه تسميه برزخ
الفصل الثالث عشر : فى المثال . . . الحيوانى المتصل به .
فصل سيزدهم : دربارهء مثال است و بهدليل واسطه شدن آن ، ميان ( جوهر ) عقل مجرد و جوهر مادى ، برزخ و بهسبب استقلال و انفصال آن مثال از خيال حيوانى ( و انسانى ) كه آن خيال به آندو متصل است ( خيال حيوان و انسان ، متصل به آندوست ) ، خيال منفصل ( و مثل افلاطونى و مثال اعظم ) ناميده مىشود .
عقل فعّال مشّائين ، همان عقول عرضيه اشراقيين است
و هو كما تقدّم مرتبة من الوجود . . . واحد منها وحدته الشخصيّة .
و عالم مثال ، چنانكه ( در مرحله يازدهم ، فصل دوم و مرحله دوازدهم ، فصل نهم ) گذشت ، مرتبهاى از وجود مفارق و جدا از مادّه است ، بدون اينكه آن از آثار مادّه ( مثل بعد و شكل ، وضع ، كيف و . . . ) جدا باشد و در آن عالم مفارق ، صورتهاى جوهرى جزئى وجود دارند كه از آخرين عقول طوليه صادر مىشوند و آن ( آخرين عقول ) نزد مشّائين عقل فعّال است ، يا ( صورتهاى جوهرى ) بنابر قول اشراقيين از عقول عرضيه صادر مىشوند .
و آن صورتهاى جوهرى جزئى بهسبب تكثر و تعدد ( و جهات موجود ) در عقل كه آنها را افاضه كرده است ، متكثرند . ( قبلا بيان شد كه تكثر عقول مجرده بايد بهحدى برسد تا بتواند معلول متكثر را ايجاد كند ) و آنها ( صور جوهرى جزئى ) براى غير آنها ( مثل انسان و ملكوتيان ) به هيئتهاى مختلف و گوناگون ، متمثل ( نه متشكل ) مىشوند ، بدون اينكه وحدت شخصيهء هريك از آنها ( صور جزئيه ) ، بهسبب اختلاف هيئتها ( كه براى انسانها متمثل مىشوند ) ، در هريك از آنها ، خلل پيدا كند .