معها ملك ؛ « 1 » براى هرچيزى ملكى هست تا آنجا كه فرمود : با هرقطرهاى از باران ، ملكى نازل مىشود . » و باز از آن حضرت نقل شده است : « 2 » « اول ما خلق اللّه العقل » و « اول ما خلق اللّه القلم » ، زيرا قلم واسطه براى تصوير موجودات و ترتيب نظام آفرينش طبق ما فى الضمير خداوند است ، مانند قلم كه براى تصوير ما فى الضمير انسان و ترتيب ارقام روى صفحه كاغذ است . و « اول ما خلق اللّه نورى » و از عالم علوى و اب الائمة « 3 » نقل شده است : « و العقل وسط الكل » و « العقل جوهر درّاك محيط بالاشياء من جميع جهاتها عارف بالشىء قبل كونه فهو علة الموجودات و نهاية المطالب . »
از كسانىكه طرفدار مثل افلاطونىاند ، فلاسفه يونان قبل از افلاطون مثل هرمس ، آغاثاذيمون ، انباذقلس « 4 » ، سقراط و حكماى قديم هند و ايران است تا آنجا كه ايرانىها قائل بودند براى آب ، صاحب صنمى از ملكوت بهنام خرداد و براى اشجار ، مرداد و براى آتش ، ارديبهشت وجود دارد . « 5 »
و مخصوصا ، خود افلاطون به مثل معتقد بود « 6 » ، با اين تفاوت كه افلاطون به آن اصرار داشته است ، لذا بهنام او « مثل افلاطون » مشهور شده است و تمثيل غار او نيز در همين خصوص است .
از ابو القاسم ميرفندرسكى ، اشعارى در تأييد مثل و عقول عرضيه نقل شده است :
چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى
صورت عقلى كه بىپايان و جاويدان بود * با همه ، هم بىهمه مجموع و هم يكتاستى
هامش
( 1 ) . شرح حكمة الاشراق ، ص 372 .
( 2 ) . اسفار ، ج 7 ، ص 262 .
( 3 ) . همان ، پاورقى ملا هادى سبزوارى ( به نقل از : غرر و درر ) .
( 4 ) . شرح حكمة الاشراق ، ص 371 .
( 5 ) . همان ، ص 372 .
( 6 ) . كاپلستن ، تاريخ فلسفه ، ج 1 ، ص 233 .