كه آن همان حدس صائب و رؤياى صادقه و وصول به عقل مستفاد است كه انسان مىتواند از آن طرق ، به كشفيات عرفانى فوق برهانى و همسنخ قرآنى برسد .
سابعا : دربارهء علم احساسى و خيالى و عقلانى ، وجود عوالم ثلاث « 1 » تأييد مىگردد .
ثامنا : از حضرت ختمى روايت شده است كه فرمود : « اول ما خلق اللّه العقل » و باتوجه بهبيان امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : « خلق اللّه المشيئة بنفسها ثم خلق الاشياء بالمشيئة » « 2 » كه توضيح آن در اواخر فصل هشتم اين مرحله گذشت ، واسطه ميان خالق و مخلوق ثابت مىگردد و افزون بر آن فرمودهء حضرت على عليه السّلام است در جواب كسى كه از عالم علوى از آن حضرت سؤال كرد : « صور عارية عن المواد خالية عن القوّة و الاستعداد تجلّى لها فاشرقت و طالعها فتلألأت فالقى فى هويتها مثاله و اظهر عنها افعاله » « 3 » ؛ عالم ملكوت ، صورتهايى دارند كه مجرد از موادند و خالى و دور از قوّه و استعداد .
آن موجودات ، حالت منتظره ندارند ، خداوند بر آنها تجلّى كرده ، نورانى شدند و فيوضش را بر آنها افاضه نموده ، به كمال ممكن رسيدند و درنتيجه ، نمونهء بارز خلقت و آفرينش و واسطهء فيض در آفرينش شدند .
فصل دهم : عقل مفارق و چگونگى حصول كثرت در آن
هرماهيت غيرمادى منحصر به فرد است
الفصل العاشر : في العقل المفارق . . . أفراديا ؛ و هو المطلوب .
فصل دهم : در خصوص عقل مفارق و كيفيت حصول كثرت در آن است ، اگر در آن كثرت باشد ( كه كثرت نوعى در آن وجود دارد ) .
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 11 ، فصل 3 ، قسمت فروع ، ص 244 .
( 2 ) . اصول الكافى ، ج 1 ، ص 110 .
( 3 ) . شرح المنظومه ، ص 190 .