6 . كون جامع و انسانى كه خليفهء خداوند روى زمين و مورد تعليم اسماى حسناى او
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
و جلوه و رشحهء تام و مجلا و مظهر كامل عالم ربوبى است .
و اما دلايل اثبات آن عوالم اين است : اولا : طبق آنچه قبلا بيان شد ، هستى و وجود ، ذومراتب است كه مبدأ آن ، حضرت حق است كه علت است و معلول نيست ، و به قول بو على سينا در الهيات شفا : « العالم الربوبى عظيم جدّا » و آن عالم اطلاق دارد و داراى وجوب ذاتى است و فرض عالمى بالاتر از آن معنا ندارد و آخرين مرتبهء آن ، عالم اجسام و مواد است كه معلول است و علت نيست . به اين ترتيب عالم طبيعت ، انزل مراتب هستى است .
ثانيا : فلاسفه ثابت مىكنند كه تأثير جسم و طبيعت از نوع تحريك است ، نه از نوع ايجاد .
ثالثا : عالم طبيعت ، عالم قوّه و فعل و ماده و صورت و حركت و زمان و مكان است و موجودى ضعيف الوجودتر از قوّه و ماده و زمان كه وجود و عدم در آن بههم آميخته است ، قابل تصور نيست .
رابعا : دليل وجود سه عالم ، وجود خود انسان است كه هم بدن دارد كه از طبيعت است و هم قوّه ذهنى و حافظه كه نيمه مجرد است و از عالم ملكوت ناشى شده است و هم عالم عقل دارد كه كاملا مجرد است و از عالم جبروت ناشى شده است ، چرا كه هيچ مرتبهء پايينى قادر به ايجاد مرتبه بالاتر از خود نيست .
خامسا : از نظر وحى اسلامى ، قدر مسلّم اين است كه موجوداتى بهنام ملائكه وجود دارند كه آنها اقرب به ذات پروردگار از موجودات ديگرند ، هرچند حضرت حق به همهء آنها احاطه ذاتى و قيّومى دارد :
هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ .
« 1 »
سادسا : از طريق الهام و مكاشفه نيز عالمى بالاتر از جهان طبيعت ، اثبات مىگردد
هامش
( 1 ) . حديد ، آيه 4 .