نمىشود ، از نظر وجودى ، قوىتر و شديدتر از چيزى است كه قوّه و استعداد محض ( مثل هيولاى اولى ) باشد ، يا با آنچيز ، قوّه آميخته باشد . ( مانند : جسم ، نبات و حيوان كه از جهتى قوّه دارند و از جهتى فعليت ) بنابراين ، موجود مفارق و جدا از مادّه ( چه عالم عقل باشد ، چه عالم مثال ، رتبتا ) قبل از موجود قرين با مادّه است .
سپس ( بايد دانست كه ) عقل مفارق ، از لحاظ حدود و قيود ، كمتر و ( لذا ) از حيث وجود ، وسيعتر و بسيطتر از عالم مثال مجرد ( از مادّه ) است و هرچه وجود قوىتر و وسيعتر باشد ، مرتبهء آن در سلسله و زنجيرهء ( وجود ) مترتب و داراى ترتيب از جهت حقيقت وجود تشكيكى و ذومرتبه ، اقدم است و به مبدأ اول كه وجود بحت و صرف است و هيچ حدى آن را محدود نمىكند و هيچ كمالى از آن فاقد نمىشود ، نزديكتر است .
به اين ترتيب ، عالم عقل از لحاظ وجودى ، از تمام ( مخلوقات ) ، اقدم و داراى قدمت بيشتر است . ( البته اين قدمت و تقدم ، رتبى و وجودى است ، نه زمانى يا مكانى ؛ پس عالم عقل ، اولين مخلوق است و مستقيما از جانب حضرت حق ، ابداع شده است ) و ( بعد از آن ) تالى تلو عالم عقل ، عالم مثال است و ( پس از آن ) عالم مادّه بهدنبال آن مىآيد . ( بايد دانست : در نظام عرضى ، حقايق نسبت بههم رابطهء على و معلولى ندارند )
ترتيب سه عالم ، ترتيب على و معلولى است
و يتبيّن بما ذكر : أنّ الترتيب . . . علّة مفيضة لعالم المادّة .
و از آنچه ذكر و روشن شد اينكه ترتيب مذكور ، ترتيب در عليت است ، منظور اينكه عالم عقل ، علت مفيض و فيض رسانندهء عالم مثال و عالم مثال علت مفيض عالم مادّه است .
عوالم سهگانه و توحيد افعالى و امكان فقرى
بايد توجه كرد كه طبيعتا اين افاضه ، خارج از حيطهء حضرت حق نيست ؛