فراهم مىكند تا كارى صورت گيرد ، آن وقت گفته مىشود : فاعل فعل خاصى را اراده مىكند . « 1 »
البته با دقت در سخن علامه فهميده مىشود كه آن ، ايهام دارد ، لذا قابل توجيه است و مىتوان محمل صحيحى براى آن ذكر كرد ، چرا كه وى فرمايد : و آنچه از اراده و كلام در قرآن و روايت به خداوند نسبت داده شده است ، صفت فعلى قصد شده است كه وى پس از آن درمورد فعل خداوند و اقسام و احكام آن پىجويى نمود ، لذا مرتكب خلاف وعده نشده است . « 2 »
فصل نهم : فعل واجب تعالى و اقسام آن
الفصل التاسع : فى فعله تعالى و . . . سيّال ، و إلى غير ذلك .
فصل نهم : درمورد فعل خداوند متعال و اقسام آن است . براى فعل حضرت حقتعالى - مقصود از فعل بهمعناى مفعول است . ( كه مقصود ، خلايق است ، نه فاعل مطلق كه ذات پاك اوست ) - و آن وجودى است كه از او افاضه شده است ، اقسامى بهحسب آنچه از بحثهاى سابق حاصل مىشود وجود دارد ، مانند : انقسام آن به مجرد و مادّه و ثابت و سيّال و غيره ( مثل تقسيم وجود به واحد و كثير و علت و معلول ) .
عوالم كلى
و المراد فى هذا الفصل الاشارة . . . عالم المثال ، و عالم المادّة .
و مراد در اين فصل ، اشاره به آنچه در سابق ( مرحله يازدهم ، فصل دوم ) گذشت مىباشد كه عوالم كلى ( آفرينش ) سه قسم است : عالم عقل ، عالم مثال و عالم مادّه .
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله دوازدهم ، فصل سيزدهم .
( 2 ) . على شيروانى ، ترجمه و شرح بداية الحكمه ، ج 4 ، ص 200 .